بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
والحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم محمّد و على اله الطّيبين الطّاهرين و صحبه المنتجبين و السّلام على جميع انبياء اللَّه المرسلين. قال اللَّه الحكيم:«و اذ تأذّن ربّكم لان شكرتم لازيدنّكم و لان كفرتم انّ عذابى لشديد».
اولاً خوشآمد عرض مىكنيم و از حضورتان تشكر مىكنيم؛ بخصوص دوستانى كه از دلِ اشتغالات سنگين يا از راههاى دور خودشان را بيرون كشيدند و به اين جلسه تشريف آوردند.
وضع و هدف اين جلسهى ما در اين سالهاى مستمر، بر تذكر است. من به خودم كه نگاه مىكنم، مىبينم به تذكر و نصيحت احتياج دارم؛ قياس به نفس مىكنم؛ فكر مىكنم ما مسئولان - در ردههاى مختلف - احتياج داريم كه به گوشِ جسم و دل، نصيحتها، تذكرات، عيبجوييها و انتقادهايى را بشنويم تا شايد خداوند متعال به ما فرصت اصلاح بدهد. بايد به خودمان و دلمان بپردازيم؛ دل ما بيش از جسم ما احتياج به مراقبت دارد. اگر بخواهيم دل، نورانى و مهبط رحمت و هدايت الهى باشد، بايد به آن بپردازيم. رها كردن دل - كه به جاذبهها و مغناطيسهاى مادى بسرعت و آسانى قابل جذب است - خطرناك است؛ دچار خودشيفتگى، غرور و غفلت مىشويم؛ احتياج داريم كه بدانيم.
در دو جاى از قرآن اين عبارت هست كه: «ثمّ اذا خوّلناه نعمة منّا قال انّما اوتيته على علم» - هم در سورهى زمر هست و هم احتمالاً در سورهى لقمان - خدا نعمتى به انسان مىدهد، اما انسان از دهندهى نعمت غافل مىشود و تصور مىكند كه اين خود اوست كه توانسته اين نعمت، اين موقعيت و اين فرصت را به دست آورد. عين همين عبارت دربارهى قارون هست كه وقتى به او اعتراض كردند كه اين نعمتها را از خدا بدان، سهم خودت را هم ببر؛ اما آن را در راه خدا مصرف كن، او در جواب گفت: «انّما اوتيته على علم عندى»؛ خودم به دستش آوردم، هنر خودم بود؛ اين همان خطاى بزرگى است كه ممكن است همهى ما دچارش بشويم؛ غرّه شدن به خود. عين همين قضيه، غرّه شدن به خداست. آيهى شريفه: «فلا تغرّنّكم الحياة الدّنيا و لا يغرّنّكم باللَّه الغرور» دربارهى غرّه شدن به خداست؛ به خدا هم غرّه نشويد.
برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.
خبرگزاري فارس: يك روزنامه رژيم صهيونيستي خواستار طرح ريزي اين رژيم براي ترور محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران و اسماعيل هنيه نخست وزير تشكيلات خودگردان فلسطين شد.
روزنامه هاآرتص با بيان اينكه احمدي نژاد و هنيه بايد هدف رژيم صهيونيستي قرار بگيرند ،نوشت: عليرغم آنكه پيامد ترور سيد عباس موسوي دبير كل پيشين حزب الله خوشايند نبوده و اسرائيل به نتايج ترور اين دو اطمينان ندارد. اما چنين تصميمي بايد اتخاذ شودا چرا كه تلاش اسرائيل براي ترور احمدينژاد بيشتر و بيشتر منطقي به نظر ميرسد زيرا وي تهديداتش براي محو اسرائيل از نقشه زمين را افزايش داده است.
اين روزنامه در ادامه نوشت: اسراييل اكنون با اسلامي روبروست كه به كارواني از انتحاري ها مجهز و به دو عامل تروريسم و سلاح هسته اي متكي است و به همين علت اسراييل دو گزينه پيش رو دارد . اول آنكه تهديد كند در صورت نابودي اسراييل همه اماكن مقدس اسلامي از جمله مسجد الاقصي و كعبه نيز از بين مي رود و بايد اين موضوع را به ايران و حزب الله فهماند كه تحقق روياي انها در نابودي اين رژيم ، فاجعه اي براي اسلام نيز خواهد بود . گزينه دوم نابودي رهبراني است كه مشي آنها خطري بر موجوديت اسراييل است و از آنجا كه احمدي نژاد در چند ماه گذشته نگراني هايي در منطقه و جهان ايجاد كرده است ،واكنش جهانيان به ترور وي كم رنگ و ضعيف خواهد بود .
بنابر اين گزارش،اين روزنامه اسراييلي ميافزايد:مسئله خاص درباره احمدينژاد اين است كه وي تنها رئيس يك دشمن اعلام شده نيست بلكه نيروهاي ارتش آن شامل سپاه پاسداران در حال آموزش حزبالله است و در جنوب لبنان حضور دارد و عليه اسرائيل عمل ميكند.
به نظر نويسنده، تبعات ترور احمدينژاد قابل تحمل خواهد بود اما ترور رهبران حماس اثرات سختتري بر جاي ميگذارد .
بنابر اين گزارش، اگر عمليات اسرائيل عليه رهبران دشمن -كل دولت حماس و احزاب وابسته به آن در مجلس قانونگذاري- انجام شود، يك اقدام پيشگيرانه و نه كشتار هدفمند خواهد بود.
هاآرتص مي فزايد: در برجهاي دفاعي اسرائيل در تل آويو افرادي وجود دارند كه خواستار قرار گرفتن جدي اين مسئله (ترور)در دستور كار هستند.
رئیس انجمن موبدان تهران فرهنگسازی و آماده کردن زمینه های ظهور منجی را از وظایف دین باوردان دانست و بر توجه و امید به ظهور منجی در تمام ادیان تأکید کرد.
دکتر موبد اردشیر خورشیدیان رئیس انجمن موبدان تهران در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: اولین بار به طور کتبی در گاتاها درباره "دین" سخن به میان آمده است و "دهنا" عنوان شده است. دین به مفهوم وجدان است، اما بیشتر آنچه را که در کتاب نوشته شده به عنوان دین محسوب می شود به طوری که دین اسلام اشاره به تعالیم قرآنی دارد و در دین زرتشت نیز هرچه را که در گاتاها نوشته شده است به عنوان آموزه های دین می دانند.
وی تصریح کرد که اوستا نیز همچون نهج البلاغه از کتابهای مقدس زرتشتیان است، اما یک کتاب آسمانی محسوب نمی شود، چرا که کتاب آسمانی زرتشت گاتاها، دین وی مزدیسنی بوده و مذهب وی زرتشتی است.
خورشیدیان اولین اشاره به ظهور منجی را در کتاب "گاتاها" دانست و گفت : در گاتاها به کلمه "سوشیانت " ، به معنای سود رسانترین بشر آن زمان که از لحاظ معنوی به مرحله بسیار بالا رسیده باشد. اشوزرتشت طی دوآیه در گاتاها خود را سوشیانت زمان می داند. هرکس در هر زمانی بتواند به بلندترین پایه معنویت برسد و به طور کامل برای جامعه سود رسان باشد سوشیانت می دانیم.
دکتر خورشیدیان به بخش اول اوستا که از سوی شاگردان زرتشت تحت عنوان یسنا نوشته شده و دربرگیرنده یسنا است اشاره کرد و گفت که طی آن به سوشیانت اشاره شده و همچنین ابراز امیدواری شده است که که سود رسانها جامعه را به سوی پیشرفت و تعالیم سوق دهند، اما پس از حمله اسکندر به ایران اوستاها امید بیشتری منعکس می کنند.
موبد خورشیدیان نقش باور به ظهور منجی را در ایجاد یک نگاه صحیح در زندگی انسان مفید و سازنده دانست و افزود: آنچه مسلم است، این است که انسان باید به آینده امید داشته باشد و این امید باید زنده نگاه داشته شود و امید به ظهور منجی نیز باید در دل همه انسانها جای گیرد.
وی یادآور شد : همه مردم جهان و پیروان همه ادیان بدون استثناء به ظهور منجی اعتقاد دارند. بنابراین همواره امید به ظهور یک منجی وجود دارد و در زندگی انسانها این امید نقش بسیار مهمی دارد. همه ادیان و مذاهب به صلح و دوستی و آرامش اعتقاد دارند و در بنیان هر دین این فضیلتها سفارش شده است و در این رابطه هیچ تمایزی میان ادیان وجود ندارد.
رئیس انجمن موبدان تهران گفت: پرورش فرهنگ باور به منجی در جامعه باید با امر به معروف همراه باشد، چرا که دین باوران باید به ظهور یک انسان والا اعتقاد داشته باشند و برای پذیرش ورود او باید دانش و دانایی خود را افزایش دهند تا زمینه های فکری و جسمی مناسب فراهم شود و فرهنگ باور به موعود به نحوی اشاعه یابد که مردم آن را درک کرده و از وی حمایت کنند.
وی همچنین میان ترقی خواهی که درباره انسان در مدرنیته وجود دارد و ظهور منجی در جهان ارتباط قائل شد و اظهار داشت: بی تردید هر قدر انسان پیشرفت کند، انسانیت پیشرفت کرده و جاهلیت که یکی از ابعاد آن تبعیض است از بین می رود.
اردشیر خورشیدیان اهداف منجی را برقراری داد و راستی و درستی و آزادی و خلاصه همه نیکیها در جهان عنوان کرد و گفت: بی تردید برای آنکه "مهدی زمان" به اهداف خود دست یابد به انسانهایی دانا نیاز دارد. اعتقاد به آمدن سوشیانت در بین زرتشتیان و ماشیه در بین یهودیان یا بازگشت مسیح در بین مسیحیان یا آمدن مهدی (عج) در بین مسلمانان، میتریه در بین بودائیان و کریشنا در بین هندوها یک هدف و آرزو را دنبال می کنند و آن برقراری داد و راستی و همه نیکی ها در جهان است و می تواند برای انسان یک جهش فکری ایجاد کند.
دکتر خورشدیان فرهنگسازی برای ظهور مهدی زمان را حائز اهمیت دانست تا آمادگی فکری ایجاد شده و کار منجی زمان تسهیل شود.
وی یادآور شد: در فرهنگ زرتشتی آمدن موعود آخر زمان پایان گیتی نیست، بلکه پایان بدیها و نارسائیها است از آن زمان به بعد ظلم، تعدی و بی عدالتی و گرفتاری های انسانها پایان خواهد یافت و داد و راستی و نیکی سراسر جهان را فرا خواهد گرفت، این آرزوئی محال و غیر قابل دسترس نیست و به طور حتم روزی انسانها به این آرزو دست خواهند یافت.***خبرگزاری مهر***
كميته انرژي هسته اي رژيم صهيونيستي (IAEC) درسال 1952 و به سرپرستي نخست وزير وقت اين رژيم تاسيس شد.
«ارنست ديويد برگمن» رئيس وقت بخش تحقيقات ساختار زيربنايي وزارت دفاع رژيم اشغالگر قدس به عنوان اولين رئيس اين سازمان انتخاب شد. او تا سال 1966 با حفظ اين دو سمت، به كارهاي خود ادامه داد. بعد از بازنشسته شدن وي، اين كميته شكل مستحكمتري به خود گرفت و تلاش زيادي را براي دستيابي به فن آوري پيشرفته هسته اي انجام داد.
پس از برگمن، «دوسترو ووسكي» به عنوان دومين رئيس اين كميته انتخاب شد. وي تا سال 1971 دراين سازمان فعاليت زيادي براي پيشرفت فن آوري تسليحات هسته اي انجام داد.
تمام فعاليت هاي هسته اي اين رژيم اشغالگر تا آن زمان در دو مركز، يكي در مركز تحقيقات هسته اي «ناهال سورگ» و ديگري در «نقب» انجام مي گرفت. اعضاي كميته اين سازمان دائما به فكر توسعه انرژي هسته اي بودند و هميشه در كارهايشان سياست حكومت صهيونيستي را مبني بر دستيابي به سلاح اتمي دنبال مي كردند تا بتوانند با استفاده از تكنولوژي برتر، به ساخت سلاح هسته اي دست يابند و از آن به عنوان نشانه اي از قدرت عليه ملت مظلوم فلسطين و همچنين اعراب همسايه فلسطين استفاده كنند.
اين كميته متخصصين و مهندسين با تجربه اي را از نقاط ديگر جهان در اختيار داشت. آنها به اطلاعات زيادي درخصوص انرژي هسته اي دست يافتند و توانستند از آن براي ساخت چندين مورد رآكتورهاي هسته اي استفاده كنند.
سازمان تحقيقات ايزوتوپ كه در آوريل سال 1948 و در محدوده مؤسسه دانشگاهي «وايزمن» تأسيس شده بود كمك زيادي به اين كميته مي كرد. متخصصين زيادي دراين سازمان مشغول به فعاليت بودند. آنها به دنبال كشف ماده اصلي موردنياز براي نيروگاه هسته اي بودند.
اين متخصصين به يكسري تحقيقات از جمله كشف مواد اصلي و ذخاير فسفاتي دست يافتند كه امروزه به عنوان منبع اصلي يكي از بزرگترين مؤسسات اسرائيلي محسوب مي شود.
آنها سرانجام در اواخر سال 1950 توانستند با كمك آمريكا، اولين نيروگاه هسته اي را در جنوب «تل آويو» بسازند. پس از آن، ساخت دومين نيروگاه هسته اي اين سازمان به كمك فرانسه در نقب شكل گرفت.
اين دو سازمان صهيونيستي همچنين به پيشرفتهايي در زمينه نمك زدايي از آب دريا دست يافتند كه از آن به عنوان منبع ارزان و ساده براي انرژي هسته اي استفاده مي كردند.
درسال 1960 اين سازمان با اعضاي كميته انرژي اتمي آمريكا قراردادي را به منظور ساخت نيروگاهي چند منظوره (به عنوان مثال از طريق الكتريسيته و نمك زدايي) به ظرفيت تقريبي 300 مگاواتي امضا كرد.
دراين قرارداد، رژيم صهيونيستي مي بايست شيوه هاي نمك زدايي را به كار ببرد و آمريكا نيز منابع هسته اي را تامين كند.
اين همكاري سال ها ادامه داشت و آنها طي اين همكاري به تكنولوژي هاي جديدي در زمينه ساخت سلاح هاي هسته اي دست يافتند. تا اينكه سرانجام در اوايل سال 1970 به دليل مستقل شدن تحقيقات هريك از اين دو كشور (آمريكا و رژيم صهيونيستي) درخصوص ساخت سلاح هسته اي، اين پروژه لغو شد.
براساس گزارش صنايع ملي و انحصاري رژيم اسرائيل (IEC) منابع اصلي كه اين رژيم درسال 1998 در نيروگاه هسته اي خود استفاده مي كرده شامل 8 گيگاوات سوخت الكتريكي، 70 درصد انرژي بدست آمده از زغال معدن و 25درصد توسط سوخت نفتي بوده است.
درحال حاضر آنها به منابع اصلي از قبيل اورانيوم غني شده و نيز آب سنگين دست يافته اند و نيروگاه هسته اي پيشرفته اي به نام «ديمونا» تأسيس كرده اند كه در آن به توليد و ساخت سلاح هاي هسته اي مشغول هستند.
امروزه نيروگاه هسته اي ديمونا به عنوان منبع اصلي پلوتونيوم براي ساخت سلاح هاي هسته اي اسرائيل است و توليد تمام سلاح هاي هسته اي اين رژيم دراين نيروگاه صورت مي گيرد.
اين نيروگاه كه به طور متوسط سالانه بين 200 تا 300 روز مشغول به كار مي باشد، در ابتدا هر روز تقريباً بين 9/0 (نه دهم) تا 1 گرم پلوتونيوم توليد مي كرد، ولي درحال حاضر سالانه حدود 200 كيلوگرم از آن توليد و از اين مقدار بدست آمده حدود 4 تا 5 كيلوگرم توسط رژيم اشغالگر قدس در ساخت يك سلاح هسته اي بكار گرفته مي شود.
براساس مدارك بدست آمده قدرت اين نيروگاه هسته اي حداقل 75 و حداكثر 200 مگاوات مي باشد.
براساس گزارشي كه اخيرا توسط باشگاه آمريكايي دانشمندان هسته اي منتشر شده، رژيم صهيونيستي بيش از 200 كلاهك هسته اي در اختيار دارد و اين درحالي است كه هرگز نه به جمع اعضاي معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته اي جهان پيوسته و نه از سوي غرب و سازمان هاي بين المللي مورد بازخواست قرار مي گيرد.
آمريكا و اروپا تاكنون با بسياري از قطعنامه هايي كه توسط مجموعه كشورهاي عربي و اسلامي عضو مجمع عمومي سازمان ملل تهيه و به راي گذاشته شده است، مخالفت و در بسياري مواقع نيز آن را وتو كرده اند.
¤ خبرگزاري قدس (قدسنا)
امروز آقاي البرادعي مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي به ايران مي آيد. سفر ايشان اگرچه در پي مأموريت مشترك آژانس و شوراي امنيت براي تهيه گزارش از آخرين تحولات هسته اي كشورمان است ولي حضور آقاي البرادعي در ايران اسلامي تنها از آن روي كه يك شخصيت مسلمان است شايسته خوشآمدگويي است و بايد مقدم ايشان را در جشن و سرور ملت ايران و ساير ملت هاي مسلمان به خاطر دستآورد هسته اي اخير كشورمان گرامي داشت.
اما ملت ايران- و مسئولان نظام به نمايندگي ملت- از آقاي البرادعي به عنوان مديركل آژانس پرسش هايي دارند كه تاكنون بي پاسخ مانده و ايشان- نه از پيش خود- بلكه از جايگاه رسمي مديركل آژانس ملزم به پاسخگويي است. البته از مسئولان هسته اي كشورمان نيز گلايه اي درميان است كه چرا تاكنون به طور رسمي از آژانس پاسخ رسمي اين پرسش هاي منطقي و قانوني را درخواست نكرده اند.
در يك معاهده بين المللي نظيرNPT تمامي كشورهاي عضو موظف به رعايت مفاد معاهده هستند و فلسفه وجودي آژانس بين المللي انرژي اتمي نظارت بر اجراي دقيق مفاد معاهده از سوي كشورهاي عضو معاهده است.ولي موارد نقض مفاد معاهده NPT، اساسنامه آژانس و پادمان هاي مربوطه از سوي سه كشور ياد شده به اندازه اي فراوان است كه تنها فهرست آن مثنوي هفتاد من كاغذ خواهد بود و در قالب دهها جلد كتاب نيز نمي گنجد. بنابراين تنها به چند نمونه از آن كه مشتي از خروارهاست اشاره مي كنيم.
1- مقصود از معاهده NPT همانگونه كه از نام آن پيداست، اولاً پيشگيري از دستيابي كشورهاي فاقد سلاح هسته اي به اين سلاح است و ثانياً؛ پيشگيري از اشاعه و گسترش توليد آن از سوي كشورهاي داراي سلاح هسته اي است تا آنجا كه در نهايت به خلع كامل جهان از سلاح هسته اي منجر شود.
آژانس بايد توضيح بدهد چرا تاكنون كمترين اقدامي براي پيشگيري از گسترش توليد سلاح هسته اي كه ماموريت اصلي اين نهاد بين المللي است، انجام نداده است و 5 كشور آمريكا، فرانسه، انگليس، چين و روسيه نه فقط حجم و تعداد تسليحات اتمي خود را كاهش نداده اند، بلكه مطابق آماري كه رسماً از سوي اين كشورها اعلام شده است، همه ساله بر توليد سلاح هسته اي در هر دو حالت عمودي و افقي افزوده اند؟!
2- ماده 4 از معاهده NPT، كشورهاي صاحب تكنولوژي هسته اي را ملزم كرده است كه ساير كشورهاي عضو اين معاهده را در دستيابي به فن آوري صلح آميز هسته اي ياري كنند و اين كمك رساني در هر دو عرصه ارسال تجهيزات و صدور دانش هسته اي پيش بيني شده است.
آژانس بايد توضيح بدهد كه چرا اين ماده از معاهده نه فقط آشكارا نقض شده بلكه در بسياري از موارد، از جمله در مورد ايران، تحريم هاي گسترده و غيرقانوني نيز اعمال گرديده است؟ كه نمونه هاي آن بيرون از اندازه و شمار است.
3- همين ماده از معاهده NPT، كشورهاي صاحب تكنولوژي هسته اي را از ارسال تجهيزات و دانش اتمي به كشورهاي غيرعضو به شدت منع كرده است و اين ممنوعيت نه فقط منحصر به ارسال تجهيزات و دانش هسته اي براي توليد سلاح است بلكه حالت صلح آميز آن را نيز شامل مي شود، چرا كه مطابق معاهده و پادمان هاي آن، كشور غيرعضو از حلقه بازرسي هاي آژانس بيرون است و احتمال انحراف فعاليت هسته اي آن به سوي توليد سلاح، هميشه وجود دارد.
در همين حال، آمريكا، فرانسه و انگليس همواره با افتخار و علناً از تجهيز رژيم اشغالگر قدس به سلاح هسته اي ياد كرده و مي كنند.
سال گذشته وزارت خارجه انگليس در پاسخ به سؤال نمايندگان اين كشور كه نسبت به افزايش ارسال تجهيزات اتمي به اسرائيل ابراز نگراني كرده بودند، با صراحت اعلام كرد؛ تجهيز اسرائيل به تسليحات هسته اي وظيفه دولت انگليس است و اين پاسخ نه فقط محرمانه نبود، بلكه نسخه اي از آن در اختيار خبرگزاري هاي رويترز، آسوشيتدپرس و فرانس پرس نيز قرار گرفت و كيهان در همان ايام، اين خبر را به نقل از خبرگزاري رويترز منتشر كرد.
چند ماه قبل، آمريكا، رسماً با كشور هند يك قرارداد اتمي منعقد كرد و برپايه اين قرارداد، آمريكا تجهيز 8 راكتور اتمي هند را كه كاربرد تسليحاتي دارد برعهده گرفت و...
چرا آژانس بين المللي انرژي اتمي در مقابل اين قانون شكني هاي آشكار و نقض علني مفاد NPT از سوي سه كشور ياد شده كمترين واكنشي نشان نداده است؟!
4- اساسنامه آژانس تأكيد و تصريح دارد كه اطلاعات به دست آمده از بازرسي ها كاملاً سري و محرمانه تلقي شده و صرفاً در اختيار شوراي حكام قرار مي گيرد ولي طي نزديك به سه سال بازرسي آژانس از تأسيسات هسته اي و چند مركز نظامي كشورمان، تمامي اين اطلاعات به سرويس هاي امنيتي و اطلاعاتي آمريكا و كشورهاي اروپايي تحويل شده است. و حتي از يك نمونه- تأكيد مي شود از يك نمونه- نيز نمي توان ياد كرد كه اطلاعات ناشي از بازرسي تأسيسات هسته اي و نظامي كشورمان به سرويس هاي مورد اشاره تحويل نشده باشد.
گفتني است كه ماه گذشته (اوايل مارس 2006) موسسه مطالعات استراتژيك لندن گزارش مفصلي از تاسيسات هسته اي و نظامي ايران و ابعاد و جزئيات آن منتشر كرد كه اين اطلاعات فقط به فقط از طريق بازرسان آژانس قابل دسترسي بود.
ظاهراً آقاي البرادعي از بازرسي هاي انجام شده دو نسخه جداگانه تهيه مي كند كه يكي از آنها را به شوراي حكام ارائه داده و نسخه ديگر را كه معمولاً دقيق تر نيز هست در اختيار سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و كشورهاي اروپايي و اسرائيل قرار مي دهد. آقاي البرادعي چه توضيح قانع كننده اي دارد كه اينگونه عمل نكرده و نمي كند؟!
5- گزارش پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت با استناد به بند C از ماده 12اساسنامه آژانس صورت پذيرفته كه اقدامي كاملاً غيرقانوني است. چرا كه مطابق اين بند-C12- پرونده يك كشور عضو تنها هنگامي قابل ارجاع به شوراي امنيت است كه اسناد و شواهد غيرقابل ترديدي از انحراف فعاليت هسته اي آن كشور از حالت صلح آميز به سوي توليد سلاح اتمي در دست باشد. (DIVERSION) و اين اسناد و شواهد بايستي ابتدا با ذكر مورد مشخص در گزارش بازرسان آژانس آمده و سپس در گزارش مديركل به شوراي حكام وجود داشته باشد، چرا كه مطابق اساسنامه آژانس، تصميم شوراي حكام تنها با استناد به گزارش مديركل آژانس قابل قبول و قانوني است.
اما، پرونده كشورمان در حالي به شوراي امنيت سازمان ملل رفته است كه اولاً؛ هيچيك از بازرسان آژانس به نمونه مشكوكي از انحراف اشاره نكرده اند. ثانياً؛ مديركل در چند گزارش از جمله گزارش اخير، با صراحت بر فقدان هرگونه شاهد و نمونه اي از انحراف تاكيد مي ورزد.
مسئولان هسته اي كشورمان بايد از آقاي البرادعي توضيح بخواهند كه پرونده هسته اي ايران با كدام توجيه و توضيح قانوني به شوراي امنيت ارسال شده است؟
6- آژانس مطابق اساسنامه خود موظف است تنها در بستر و چارچوب ضوابط فني و حقوقي حركت كند ولي شواهد و قرائن و اسناد موجود كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه آژانس بين المللي انرژي اتمي از جايگاه خود خارج گرديده و به آلت دست آمريكا و متحدانش تبديل شده است كه موارد فوق از جمله اين شواهد و اسناد انبوه است.
گفتني است غربي ها از آژانس با عنوان «سگ نگهبان» - WATCH DOG -ياد مي كنند كه با توجه به عملكرد آژانس نام بامسمايي به نظر مي رسد، چرا كه نيم نگاهي به عملكرد آژانس، مخصوصاً برخورد آن با پرونده هسته اي ايران نشان مي دهد، آژانس ماموريتي جز اين ندارد كه بدون كمترين توجيه منطقي و قانوني- دقيقاً مانند سگ نگهبان- به كشوري كه آمريكا و متحدانش اشاره مي كنند، حمله كند!
7- «بازي با كلمات- WORD GAME» يكي از ترفندهاي ملامت شده در «حقوق معاهدات» است. با اين توضيح كه هيچيك از اعضا و طرفين يك معاهده- چه بومي و چه بين المللي- حق ندارند در مناسبات و تعاملات رسمي معاهده از «واژه» يا «كلمه» تعريف نشده اي استفاده كنند و در صورتي كه ورود واژه اي ضروري باشد، بايستي مطابق تبصره B از ماده 41كنوانسيون بين المللي 1969 وين- كنوانسيون مربوط به حقوق معاهدات- تعريف واژه جديد مورد توافق تمامي اعضاي معاهده باشد.
و اما در عملكرد آژانس، مخصوصاً در پرونده هسته اي ايران، نمونه هاي قابل توجهي از اين واژه هاي تعريف نشده و چندپهلو كه مصداق بارز بازي كلمات WORD GAME است، ديده مي شود. به عنوان مثال اصطلاح اقدامات اعتمادساز (CONFIDENCE BUILDING MEASURES) كه ابتدا در توافقات ايران و اروپا و سپس بلافاصله در قطعنامه هاي شوراي هنگام ظاهر شد هيچ گونه سابقه اي در اسناد حقوقي آژانس ندارد؛ همچنين در هيچيك از اسناد قانوني و مفاد معاهده يا پادمان هاي مربوط به آن سخني از تعليق SUSPENSION به عنوان يكي از موارد قانوني - تنبيه يا تذكر- نيز ديده نمي شود ولي...
بايد از آقاي البرادعي، هم به عنوان مديركل آژانس و هم به عنوان يك عضو برجسته انجمن حقوقدانان نيويورك پرسيد، چگونه به استفاده از اين واژه ها و ترفند «بازي كلمات» روي آورده و يا در مقابل رويكرد آمريكا و اروپا به اين بازي ناپسند و غيرحقوقي سكوت كرده است؟!
8- در گزارش هاي البرادعي از يافتن 200ميلي گرم پلوتونيوم - PLUTONIUM- در تأسيسات هسته اي ايران به عنوان يكي از موارد مبهم ياد شده و طي نزديك به سه سال گذشته علي رغم توضيحات روشن و مستند ايران، هنوز اين مورد از پرونده حذف نشده است.
اين در حالي است كه ساخت يك بمب هسته اي حداقل به 7 تا 8 كيلوگرم پلوتونيوم نياز دارد و در تمامي دنيا ميزان 200ميلي گرم پلوتونيوم غيرقابل اعتنا تلقي مي شود... بايد توجه داشت كه هر كيلوگرم، يك ميليون ميلي گرم است بنابراين با احتساب 8كيلوگرم پلوتونيوم مورد نياز براي توليد فقط يك بمب اتمي، استناد به 200ميلي گرم... فقط مسخره است و اين در حالي است كه برخي از كشورهاي عضو آژانس دهها تن پلوتونيوم در اختيار دارند و علي رغم تأكيد معاهده NPT بر پيشگيري از گسترش سلاح هسته اي، آقاي مديركل و آژانس متبوع ايشان تاكنون كمترين اعتراضي به اين موارد نداشته اند.
9- اساسنامه آژانس تصريح دارد كه بازرسي ها از تأسيسات هسته اي يك كشور، تنها هنگامي معتبر است كه بر داده هاي ملموس و واقعي -FACTUAL- تكيه داشته باشد ولي اصلي ترين بهانه كنوني آژانس كه شوراي امنيت نيز به آن استناد كرده است، «نيافتن هيچ نشانه اي از انحراف در تأسيسات هسته اي ايران» است!
آيا، آقاي البرادعي به عنوان يك حقوقدان اين نكته بديهي را كه از مقدمات اوليه علم حقوق است، نمي داند كه در هيچ سيستم حقوقي، نمي توان براي جرمي كه نشانه اي از آن در دست نيست، حكم صادر كرد؟! و آيا اين قضاوت را مي پذيرند كه مثلاً گفته شود، «اگرچه تاكنون هيچ نشانه اي از دخالت آقاي البرادعي در فلان جنايت هولناك ديده نشده ولي از آنجا كه ممكن است بعدها چنين نشانه ها و شواهدي به دست بيايد، ايشان مجبور است تا اطمينان از فقدان قطعي اين اسناد و نشانه ها در زندان باقي بماند»؟!... آقاي البرادعي اين چه قضاوت و چه استدلالي است؟!
10- بايد از آقاي البرادعي پرسيد كه اولاً؛ ايران تاكنون كدام بند يا ماده از معاهده NPT، پادمان ها و اساسنامه آژانس را نقض كرده است؟ و ثانياً؛ آمريكا، فرانسه و انگليس تاكنون كدام يك از مفاد اين معاهده را نقض نكرده اند؟ لطفاً براي هركدام فقط يك نمونه بياوريد؟ آيا مي توانيد؟ به يقين نمي توانيد.
11- و بالاخره، اگرچه اين نوشته در حالي به پايان مي رسد كه «حكايت همچنان باقي است» ولي در خاتمه بايد از آقاي البرادعي پرسيد؛ با توجه به نمونه هاي مورد اشاره و هزاران نمونه ديگر از اين دست، آيا تصور مي فرمائيد چيزي از آژانس باقي خواهد ماند كه جنابعالي در جايگاه مديركلي آن انجام وظيفه! كنيد؟!
حسين شريعتمداري***کیهان***
رفت و آمد هاي اخير دفتر معروف خيابان عباس آباد، محل کار فردي به نام ر.م، به احتمال زياد در چند هفته آينده تبديل به بمب خبري وب فارسي خواهد شد. رابطه پر تنش بين مديران پرشين بلاگ و بلاگفا، در روز هاي اخير به شکل عجيبي روند معکوسي به خود گرفته است. بطوريکه به احتمال زياد در چند روز آينده خبر رسمي اين ادغام اعلام خواهد شد و از اوايل خرداد ماه نيز ثبت وبلاگ ها در دامين جديد مشترک صورت خواهد گرفت. البته ظاهرا علاقه بوترابي و شيرازي به دامين ها فعلي کار ثبت دامين جديد را با مشکل روبرو خواهد ساخت و ممکن است از دامين طولاني Persianblogfa.comاستفاده شود. ثبت ساب دامين هاي موجود در ديتا بيس فعلي پرشين بلاگ و بلاگفا نيز ممنوع است.
معاونت وبلاگي
به گفته يکي از دوستان مطلع,سرپرست حوزه معاونت وبلاگي وزارت ارشاد نيز در يکي از اين جلسات حضور داشته و از ادغام شدن دو سرويس اصلي وبلاگ فارسي کاملا حمايت کرده است. زيرا به گفته امر نظارت بر وبلاگ ها و تدوين آيين نامه، در صورت متمرکز شدن وبلاگ بسيار راحت قابل اجرا خواهد بود. ظاهرا قرار است طرح ملي شدن وبلاگ نيز همزمان با ادغام مطرح شود و پرشين بلاگفا به عنوان نماد وبلاگ ملي انتخاب شود. خبر تاييد نشده اي نيز حکايت از فيلتر شدن سرويس بلاگر از اوايل تابستان سال جاري دارد. سرويس هاي بلاگ اسکاي و مهين بلاگ نيز براي همکاري با طرح ملي شدن وبلاگ دعوت شده اند. ظاهرا بلاگ اسکاي شانس کمي براي حضور در طرح ملي شدن وبلاگ دارد و ممکن است به سرنوشت بلاگر مبتلا شود.
همه چيز ملي مي شود
طرح ملي شدن وبلاگ ظاهرا بخشي از پروژه ملي کردن اينترنت است که از سوي وزارت ارتباطات به شکل جدي دنبال مي شود. پارسيک نيز قرار است به عنوان موتور جستجوي ملي و پرشين استت نيز به عنوان آمار گير ملي مطرح شوند. ملي شدن سايت اشتراک تصاوير)مثل فليکر) و ملي شدن سايت Social Bookmarkingمثل(delicous) نيز در دستور کار قرار دارد. اما هنوز از لحاظ فني امکان آن عملي نشده است. حتي گفته مي شود مذاکراتي چند ده ميليون دلاري با سران ياهو براي خريد فليکر نيز انجام شده است اما عليرغم توافق نهايي به خاطر سياست هاي غرض ورزانه آمريکا در تحريم ايران متوقف شده است. در ضمن ظاهرا ابزار نمايش لينک هاي بروز شده (چيزي شبيه بلاگ رولينگ) نيز در خود سرويس گنجانده خواهد شد و ملي نمي شود.
ويژگي ها
سرويس وبلاگي جديد در واقع کلکسيوني از امکانات همه سرويس هاي برتر وبلاگي را خواهد داشت. بطوريکه قابليت هاي آن در زمينه وبلاگ گروهي، دسته بندي مطالب و سرعت ايندکس شدن پست ها در موتور هاي جستجو از مووبل تايپ و وردپرس بسيار بالاتر است.
سرويس تبليغات متني
راه اندازي سرويس تبليغات متني ملي نيز تقريبا به مراحل پاياني خود رسيده است. برنامه آماده آن که بسيار بهتر از سرويس Google Adsence است از يک نوجوان لرستاني به نام پرهام غ به مبلغ 10 ميليون تومان خريداري شده است. اين طرح قطعا هم باعث درآمد زايي وبلاگ ها و اشتغال کار خواهد شد و هم منبع مالي خوبي براي سرويس هاي وبلاگي خواهد شد.
خبر هاي خوب
طبق شنيده ها بزودي حوزه معاونتي وبلاگ در ساختمان 5 طبقه مستقل در خيابان شيخ بهايي (نزديک باشگاه استقلال) کار خود را شروع مي کند. وبلاگ نويسان خواهان داشتن دامين مستقل نيز مي توانند با مراجعه به طبقه چهارم اتاق انتهايي تقاضاي خود را مطرح کنند. وبلاگ هاي مستقل فعلي نيازي به اخذ مجوز ندارند. و تا هنگامي که مفاد آيين نامه وبلاگي را رعايت کنند، هيچ مشکلي وجود نخواهد داشت.***www.p30news.com***
مطلب زیر نگاه خبرگزاری فارس است به سال۸۴
ـ 13 فروردين: رهبر كاتوليكهاي جهان درگذشت
پاپ ژان پل دوم رهبر لهستاني الاصل كاتوليكهاي جهان كه بيش از 2 سال رهبري كليساي كاتوليك را برعهده داشت، در سن 84 سالگي درگذشت. او يكي از طولانيترين دورههاي رهبري بر كاتوليكهاي جهان را پشت سر گذاشت و تنها دو پاپ ديگر بيشتر از او بر اين جايگاه تكيه زده اند.
او پس از اينكه ماهها دچار بيماريهايي از جمله نارسايي قلبي و كليه و فشار خون نامتعادل بود، در اقامتگاه خود در واتيكان درگذشت.
ـ 18 فروردين: ابراهيم جعفري نخست وزير عراق شد
ابراهيم جعفري از رهبران شيعيان عراق به سمت نخست وزيري اين كشور منصوب شد. انتصاب او كمي پس از سوگند ياد كردن جلال طالباني در مقام رياست جمهوري صورت گرفت.
روز 18 فروردين، جلال طالباني، رهبر اتحاديه ميهني كردستان عراق به عنوان رئيس جمهور انتقالي عراق و نخستين رئيسجمهور غيرعرب در جهان عرب سوگند ياد كرد.
ـ30 فروردين: رهبر جديد كاتوليكهاي جهان برگزيده شد
ژوزف راتسينگر، كاردينال 76 ساله آلماني كه به محافظه كاري شهرت دارد، به عنوان پاپ بنديكت شانزدهم جايگزين پاپ ژان پل دوم شد و به عنوان رهبر تازه بيش از يك ميليارد كاتوليك جهان انتخاب شد.
پاپ بنديكت شانزدهم، پس از چندين نشست محرمانه 115 كاردينالي كه واجد شرايط راي دادن بودند به عنوان دويست و شصت و پنجمين پاپ برگزيده شد.
ـ 5 ارديبهشت : سانحه قطار در ژاپن بيش از صد كشته بر جاي گذاشت
در بدترين سانحه قطار طي بيش از 40 سال گذشته در ژاپن دست كم يكصد نفر كشته شدند.
اين حادثه در نزديكي شهر اماگاساكي واقع در غرب شهر كيوتو روي داد و اين قطار با بيش از ششصد مسافر از خط خارج شد و به يك مجتمع آپارتماني برخورد كرد.
ـ 6 ارديبهشت : پايان سه دهه حضور نظامي سوريه در لبنان
آخرين واحدهاي نظامي سوريه پس از شركت در مراسمي در نزديكي مرز مشترك لبنان با آن رهسپار كشور خود شدند و به حدود سي سال حضور نظامي و اطلاعاتي سوريه در خاك لبنان خاتمه دادند.
مراسم خداحافظي، كه گروهي از نظاميان لبناني نيز در آن شركت داشتند، با حضور حدود دويست و پنجاه سرباز سوري برگزار شد.
ـ 11 ارديبهشت: جسد صدها كرد عراقي در يك گور جمعي كشف شد. كارشناسان با بررسي يك گور جمعي در جنوب عراق، عقيده دارند اجساد حدود 1500 قرباني كرد كه اغلب آنها زن و كودك بوده اند، در اين محل مدفون شده است.
گمان مي رود كه كشته شدگان، پيش از تيرباران به صف كشيده شده اند و سپس به درون 18 گودال كم عمقي كه در نزديكي شهر سماوه در جنوب عراق يافته شده، فرو افتاده اند. قربانيان احتمالا در اواخر دهه هشتاد ميلادي پس از آنكه اجبارا به جنوب اين كشور منتقل شدند، كشته شده بودند.
ـ 16 ارديبهشت : حزب كارگر انگليس براي سومين بار پياپي به قدرت رسيد
حزب كارگر به رهبري توني بلر، با كسب پيروزي در انتخابات سال 2005 براي سومين دوره پي در پي قدرت را در دست گرفت. اما اكثريت اين حزب در مجلس عوام به شدت كاهش يافت در حاليكه بر تعداد كرسي هاي دو حزب اصلي مخالف افزود شد.
در اين انتخابات پس از حزب كارگر، حزب محاظه كار به رهبري مايكل هوارد و حزب ليبرال دمكرات به رهبري چارلز كندي بيشترين آرا را به خود اختصاص دادند.
ـ22 ارديبهشت: هشدار نخست وزير بريتانيا و وزيران خارجه اروپايي به ايران
در پي ارسال نامهاي از سوي وزيران خارجه بريتانيا، فرانسه و آلمان براي حسن روحاني، دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي ايران كه در آن نسبت به از سرگيري بخشي از فرايند غني سازي اورانيوم در اين كشور هشدار داده شد، توني بلر، نخست وزير بريتانيا اعلام كرد كه اگر ايران تعهد خود را در مورد توقف غني سازي اورانيوم نقض كند، وي يقيناً از ارجاع پرونده هسته اي اين كشور به شوراي امنيت سازمان ملل متحد پشتيباني خواهد كرد.
ـ 8 خرداد : راي منفي فرانسويان به قانون اساسي اروپا
با وجود اينكه هر دو حزب عمده فرانسه، حزب حاكم "يو ام پي" و حزب مخالف سوسياليست راي دهندگان فرانسوي را به حمايت از قانون اساسي اروپا تشويق كرده بودند، فرانسوي ها در پي مبارزات انتخاباتي فشرده به قانون اساسي اروپا راي منفي دادند.
در پي اعلام نتايج اين راي گيري، ژان پير رافارن، نخست وزير فرانسه، استعفا كرد و دومينيك دوويلپن، وزير خارجه سابق جايگزين او شد.
18 خرداد: ايران به جام جهاني رفت
ديدار دو تيم ملي ايران و بحرين در ادامه رقابتهاي دور مقدماتي جام جهاني 2006، با گل محمد نصرتي يك بر صفر به سود ايران پايان يافت كه با اين نتيجه ايران به جام جهاني 2006 آلمان راه يافت.
تيم ملي ايران موفق شده بود دوبار ديگر در سالهاي 1978و 1998 به جام جهاني راه يابد.
ـ توافق كشورهاي ثروتمند براي بخشش بدهي ملتهاي فقير
هشت كشور صنعتي ثروتمند براي كاهش بدهي كشورهاي فقير جهان به توافق رسيدند.
اين توافق به چندين كشور كه عمدتا آفريقايي هستند، كمك مي كند تا نفس تازه اي بكشند و بجاي بازپرداخت بدهي ها، اين مبالغ را صرف آموزش و پرورش، بهداشت و توسعه ملتهاي خود كنند.
ـ30 خرداد: جناح ضد سوريه در لبنان به اكثريت پارلماني دست يافت
چهار ماه پس از ترور رفيق حريري، نخست وزير سابق لبنان، نيروهاي مخالف سوريه در اين كشور تحت رهبري پسر وي، سعد حريري، اكثريت پارلماني را به دست آوردند.
اين نخستين انتخابات طي 30 سال گذشته بود كه بدون حضور نيروهاي سوريه در لبنان برگزار شد.
ـ 3 تير:محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران شد
محمود احمدي نژاد، شهردار وقت تهران، در دور دوم انتخابات رياست جمهوري ايران با پيروزي گسترده بر رقيب خود، اكبر هاشمي رفسنجاني، ششمين رئيس جمهوري اسلامي ايران شد.
در دوم انتخابات از مجموع حدود 28 ميليون راي، آقاي احمدي نژاد حدود 17 ميليون 248 هزار راي و آقاي هاشمي رفسنجاني كمي بيش از 10 ميليون راي را از آن خود كرد. وزارت كشور ايران تعداد آراي باطله را بيش از 660 هزار راي اعلام كرد.
ـ16 تير: بمب گذاري در لندن
يك رشته بمبگذاري در شبكه حمل و نقل عمومي لندن در ساعات بامداد روز پنجشنبه،16 تير منجر به كشته شدن بيش از 50 نفر و مجروح شدن حدود 700 نفر ديگر شد.
اين رشته بمبگذاري، پس از انفجارهاي مادريد در سال 2004 بزرگترين حمله انتحاري در اروپا بود.
22 تير:تصادف سه قطار در پاكستان
بر اثر تصادف سه قطار در جنوب پاكستان دست كم 120 نفر كشته و تعداد بيشتري مجروح شدند.
اين سانحه در يكي از مناطق دورافتاده ايالت سند و در حالي رخ داد كه قطاري كه از لاهور به سوي كراچي در حركت بود، با سرعت به پشت يك قطار ساكن برخورد كرد.
ـ1 مراداد: انفجارهاي مصر دهها كشته برجاي گذاشت
سه انفجار در بندر شرم الشيخ مصر كه تفريحگاه ساحلي بزرگي بر كرانه درياي سرخ است 88 كشته و بيش از 200 زخمي برجاي گذاشت. بسياري از قربانيان خارجي و تبعه كشورهايي همچون بريتانيا، هلند، ايتاليا، اسپانيا، اوكراين، روسيه، اسرائيل، تركيه، عربستان سعودي، قطر و كويت بودند.
اين انفجارها با تعطيلات روز ملي مصر كه سالگرد انقلاب سال 1952 در اين كشور است، همزمان بود.
ـ10 مرداد: ملك فهد، پادشاه عربستان درگذشت
ملك فهد بنعبدالعزيز، پادشاه عربستان سعودي از سال 1982 به اين سو، در سن 84 سالگي درگذشت.
ملك فهد در پي يك بيماري شديد قلبي در سال 1995، زمام اداره كشور را عملا در اختيار برادرش، اميرعبدالله، وليعهد اين كشور قرار داده بود.
ـ 24 مرداد: رژيم صهيونيستي عقب نشيني از نوار غزه را آغاز كرد
عقب نشيني صهيونيستها از نوار غزه از نيمه شب 15 اوت به وقت محلي رسما آغاز شد. مقامات اسرائيلي از ساكنان آباديهاي يهودينشين خواسته بودند تا آن زمان قبل از اينكه ورود و خروج به اين آبادي ها ممنوع شود، از غزه خارج شوند.
پيشتر بنيامين نتانياهو وزير دارايي اسرائيل و از اعضاي ارشد حزب ليكود در اعتراض به سياست دولت در قبال خروج از نواره غزه، از كابينه آريل شارون استعفا كرده بود.
- 7 شهريور: تندباد كاترينا هزاران نفر را در نيو اورلئان بي خانمان كرد
وزش تندباد كاترينا در حاشيه خليج مكزيك در جنوب ايالات متحده آمريكا، به دو ايالت مي سي سي پي و لوئيزيانا آسيب سنگيني وارد آورد و شهر نيو اورلئان را غير قابل سكونت كرد.
بيش از 900 نفر بر اثر اين تندباد جان خود ر از دست داده و هزاران نفر بي خانمان شدند. خسارات مالي ناشي از تندباد بيش از صد ميليارد دلار برآورد شد.
ـ 9 شهريور: مرگ بيش از يكهزار زائر شيعه در عراق
بيش از 960 نفر در اثر فشار ناشي از هجوم جمعيت در جريان مراسم سوگواري امام موسي كاظم، هفتمين پيشواي شيعيان، در شمال بغداد جان باختند.
حادثه در محله كاظميه (كاظمين) در شمال بغداد زماني روي داد كه در حدود يك ميليون زائر به سوي حرم امام موسي كاظم (ع) راهپيمايي مي كردند.
ـ14 شهريور: هواپيماي مسافربري اندونزيايي سقوط كرد
يك فروند هواپيماي مسافربري اندونزيايي لحظاتي پس از پرواز از شهر مدان در شمال اين كشور سقوط كرد. در اين حادثه نزديك به يك صد سرنشين هواپيما و بيش از سي نفر در زمين كشته شدند.
مدان پر جمعيت ترين شهر در جزيره سوماترا محسوب مي شود و محل سقوط هواپيما يكي از محلات پر جمعيت اين شهر است.
ـ 21 شهريور: پرچم فلسطينيان در شهركهاي صهيونيست نشين افراشته شد
آخرين نفرات ارتش رژيم صهيونيستي مستقر در نوار غزه، اين منطقه را ترك كرده و حفظ امنيت آن را به تشكيلات خودگردان فلسطيني واگذار كردند.
خروج نظامي اسرائيل از غزه پس از تكميل تخليه شهرك هاي يهودي نشين در اين منطقه صورت گرفت و هزاران فلسطيني پس از آغاز خروج نهايي نيروهاي اسرائيلي از پايگاه هاي نظامي آنان در غزه وارد شهرك هايي شدند كه تا چند هفته پيش محل سكونت چند هزار يهودي بود و حفظ امنيت آنها را سربازان اسرائيلي برعهده داشتند.
- 27 شهريور: آلماني هاي دولت خود را انتخاب كردند
بيش از 60 ميليون آلماني براي اينكه گرهارد شرودر، صدر اعظم وقت آلمان را در مقام خود نگه دارند يا دولت جديدي را جايگزين او و كابينه اش كنند، در انتخابات آلمان شركت كردند.
آنگلا مركل، رهبر حزب دموكرات مسيحي كه حزب مخالف دولت شرودر بود، در اين انتخابات با گرهارد شرودر رقابت مي كرد كه نهايتا به پيروزي حزب دمكرات مسيحي انجاميد.
ـ 27 شهريور: نخستين انتخابات پارلماني افغانستان پس از سه دهه
نزديك به 12.5 ميليون افغان در نخستين انتخابات پارلماني افغانستان پس از 33 سال، پاي صندوقهاي راي رفتند.
چندين هزار نيروي ارتش آمريكا و ساير كشورهاي عضو ناتو نيز در تامين امنيت انتخابات شركت دارند.
ـ 9 مهر: انفجارهاي بالي بيش از 20 نفر را كشت
در حداقل سه انفجار در جزيره بالي در اندونزي، دست كم 22 نفر كشته و بيش از 50 نفر مجروح شدند.
اين انفجارها تقريبا سه سال پس از انفجار بمب در يك اتومبيل در جزيره بالي رخ داد كه در جريان آن بيش از 202 نفر در يك كلوپ شبانه كشته شدند.
ـ 15 مهر:آژانس اتمي و محمد البرادعي، برندگان جايزه صلح نوبل
جايزه صلح نوبل براي سال 2005 به طور مشترك به آژانس بين المللي انرژي اتمي و محمد البرادعي، مديركل اين آژانس اعطا شد.
كميته صلح نوبل در بيانيه اي درباره تصميم خود به انتخاب برندگان جايزه سال جاري، مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي را "حامي بيباك" تلاش براي محدود كردن جنگ افزارهاي هسته اي خوانده و اهميت فعاليت آژانس را "بي حد و مرز" توصيف كرد.
ـ 16مهر: زلزله جنوب آسيا ده ها هزار نفر قرباني برجاي گذاشت
در پرتلفاتترين رخداد طبيعي سال، زلزله اي به بزرگي 7.6 درجه در مقياس ريشتر، بخش عمده اي از مناطق شمال پاكستان و هند را لرزاند كه منجر به كشته شدن بيش از هشتاد هزار نفر و مجروح شدن نزديك به 70 هزار نفر ديگر شد.
اين زلزله، كه در تاريخ منطقه جنوب آسيا بي سابقه بوده، نزديك به 3.5 ميليون نفر را منطقه كشمير هند و پاكستان بي خانمان كرد.
ـ23 مهر: راي مردم عراق به پيش نويس قانون اساسي
مردم عراق براي شركت در همه پرسي مربوط به قانون اساسي جديد اين كشور به پاي صندوق هاي راي رفتند. اين انتخابات، عملا راي دهندگان را به دو گروه مذهبي و قومي تقسيم كرد؛ شيعيان و كردها از پيش نويس قانون اساسي حمايت كردند و بسياري اعراب سني مخالف آن بودند.
هيئت مستقل انتخابات عراق طي نشستي خبري در بغداد اعلام كرد، 78 درصد از رأي دهندگان به قانون اساسي پيشنهادي رأي مثبت و 21 درصد رأي منفي دادند.
قانون اساسي جديد عراق به تأييد راي دهندگان رسيد.
ـ 27 مهر: دادگاه رسيدگي به اتهامات صدام آغاز شد
صدام ، ديكتاتور سابق عراق، در دادگاه رسيدگي به اتهام جناياتي كه در زمان زمامداري خود مرتكب شده صلاحيت دادگاه را رد كرد.
در نخستين جلسه رسيدگي به اتهامات رهبر سابق عراق هم كه تيرماه 1383 برگزار شد، وي خود را همچنان رييس جمهوري قانوني عراق دانسته و صلاحيت دادگاه تشكيل شده تحت اشغال نيروهاي خارجي را براي رسيدگي به اتهامات رييس جمهوري زير سوال برده بود.
ـ 4 آبان: سخنان احمدي نژاد در مخالفت با موجوديت اسرائيل
محمود احمدي نژاد، رييسجمهوري اسلامي ايران در همايشي كه با عنوان "جهان بدون صهيونيسم" در تهران تشكيل شد، با تكرار سخنان حضرت امام خميني، بنيانگذار جمهوري اسلامي، تاكيد كرد اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود.
آقاي احمدي نژاد در سخنان خود از اسرائيل به عنوان اشغالگر نام برد و گفت اسرائيل، در واقع "سرپل دنياي استكبار در قلب جهان اسلام است" و مساله فلسطين، مساله اي نيست كه جمهوري اسلامي بتواند با بخشي از آن سازش كند.
ـ 5 آبان: آغاز نا آرامي ها در شمال پاريس
در پي آشوبهاي خياباني دو هفته اي در شمال شرقي پاريس، جوانان معترض به سوي مأموران پليس سنگ پراندند و هزاران ماشين را به آتش كشيدند و چند ساختمان را تخريب كردند.
نا آراميها پس از آن كه دو نوجوان 15 و 17 ساله آفريقايي تبار بر اثر برق گرفتگي درگذشتند، آغاز شد. افراد محلي مي گويند اين دو در حال فرار از تعقيب پليس بودند اما مقامات پليس اين ادعا را تكذيب كردند.
- 19 آبان: دهها نفر در انفجارهاي اردن كشته شدند
در پي وقوع رشته انفجارهايي در سه هتل عمده شهر امان، پايتخت اردن، دست كم 67 نفر كشته و بيش از 300 نفر زخمي شدند.
در بيانيه منتشر شده در يك سايت اينترنتي مورد استفاده آنچه پيكارجويان اسلامگرا ناميده مي شود، از قول سخنگوي القاعده عراق آمده بود كه به دليل ارتباط اردن با اسرائيل و كشورهاي غربي، هدفهايي در اين كشور مورد حمله قرار گرفته است.
القاعده مسئوليت انفجارهاي اردن را برعهده گرفت.
ـ 30 آبان :شارون از ليكود استعفا داد
آريل شارون، نخست وزير رژيم صهيونيستي از حزب ليكود كه خود از موسسان آن بوده و سالها رهبري آن را برعهده داشت، كناره گيري كرد.
اين سياستمدار كهنه كار اسراييلي پس از ترك حزب راستگراي ليكود و حزب ميانه رو "پيشرو" را تاسيس كرد كه شيمون پرز و شائول موفاز نيز به اين حزب پيوستند.
ـ 1 آذر: آنگلا مركل نخستين صدر اعظم زن آلمان شد
آنگلا مركل، رهبر حزب دموكرات مسيحي آلمان، به عنوان صدر اعظم تازه اين كشور سوگند ياد كرد. او نخستين زن تاريخ آلمان است كه به مقام صدراعظمي رسيده است.
خانم مركل رهبري يك ائتلاف فراگير از احزاب دموكرات مسيحي و سوسيال دموكرات را به عهده دارد.
ـ 2 آذر:"بانوي آهنين" رئيس جمهور ليبريا شد
"الن جانسون سِرليف" معروف به 'بانوي آهنين' ليبريا برنده انتخابات رياست جمهوري اين كشور اعلام شد. او نخستين رئيس جمهور زن در اين كشور و قاره آفريقاست.
وي 4/59 درصد از آراي انتخابات را دريافت كرد و 6/40 درصد باقي آرا به ژورژ وه آ، ستاره سابق فوتبال جهان و رقيب خانم سِرليف رسيد.
ـ 11 آذر: هزارمين حكم اعدام در امريكا اجرا شد
حكم اعدام كنث بويد، شهروند آمريكايي كه در ارتباط با دو فقره قتل مجرم شناخته شده بود، سرانجام در ايالت كاروليناي شمالي به اجرا گذاشته شد.
آقاي بويد هزارمين نفري بود كه از زمان بازگشت مجازات اعدام به ايالات متحده در سال 1976 به مرگ محكوم و اين حكم در باره وي اجرا شد.
ـ 15 آذر: سقوط يك فروند هواپيما در تهران بيش از صد نفر كشته برجا گذاشت
سقوط يك فروند هواپيماي ترابري سي - 130 ارتش ايران روي منطقهاي مسكوني در تهران 106 كشته برجا گذاشت. دهها خبرنگار در ميان قربانيان بودند.
اين هواپيما دقايقي پس از بلند شدن از باند فرودگاه مهرآباد در غرب تهران ظاهراً به دليل مشكلات فني اقدام به بازگشت و فرود كرد اما در مسير فرود، برخورد هواپيما با ساختماني ده طبقه در شهرك مسكوني توحيد واقع در جنوب فرودگاه، باعث آتش گرفتن آن شد.
ـ24 آذر: برگزاري انتخابات پارلماني در عراق
مردم عراق به طور گسترده در انتخابات اين كشور كه به تشكيل نخستين مجلس و دولت چهارساله از زمان حمله نظامي سال 2003 تحت رهبري آمريكا منجر خواهد شد شركت كردند.
اعراب سني مذهب، كه انتخابات ماه ژانويه را تحريم كرده بودند، در شمار وسيع حتي در مناطقي كه پايگاه هاي شورشيان است در انتخابات شركت كردند.
ـ30 آذر: يونس قانوني رييس مجلس نمايندگان افغانستان شد
محمد يونس قانوني، رهبر حزب افغانستان نوين، به عنوان رييس مجلس نمايندگان
(ولسي جرگه) افغانستان پس از سه دهه انتخاب شد.
قانوني كه تاجيك است، از رهبران ميانه رو مجاهدين افغانستان در دوران حضور ارتش شوروي در اين كشور و سالهاي مقاومت عليه گروه طالبان بود.
ـ 3 دي: طرح پيشنهاد روسيه براي غني سازي مشترك با ايران
سفارت روسيه در تهران ياداشتي را تحويل مقام هاي ايراني داد كه در آن پيشنهاد شده براي برون رفت از بحران هسته اي ايران، اين كشور و روسيه در خاك روسيه اقدام به غني سازي اورانيوم كنند. اين پيشنهاد با استقبال آمريكا و اروپا مواجه شد اما ايران اعلام كرد بررسي اين طرح نيازمند زمان است.
ـ 14 دي: شارون در كما فرو رفت
آريل شارون نخست وزير رژيم صهيونيستي پس از خونريزي مغزي در بيمارستان هداسا در بيت المقدس بستري شد. وي پس از آن در كمايي عميق فرو رفت كه هنوز هم اين حالت ادامه دارد.
ـ 15 دي: فروريختن ساختمان در مكه 53 كشته و 62 زخمي بر جا گذاشت
بر اثر فروريختن يك ساختمان 8 طبقه در 300 متري مسجدالحرام 53 نفر از زائران غير ايراني در مكه كشته و 62 نفر ديگر زخمي شدند.
ـ 17 دي: سفر هيات روسي به ايران درخصوص مسائل اتمي
يك هيات روسي به رياست معاون امنيت ملي اين كشور بمنظور رايزني درخصوص پيشنهاد اتمي روسيه براي حل مساله هسته اي ايران وارد تهران شد.
ـ 27 دي:دعوت ايران از اروپا براي بازگشت به پاي ميز مذاكره
ايران با ارسال نامه اي به سه كشور بزرگ اروپايي از آنها براي بازگشت به مذاكره دعوت كرد. ايران و سه كشور اروپايي دو سال بود كه با يكديگر مذاكره مي كردند.
ـ 1 بهمن: اسد، رژيم صهيونيستي را عامل مرگ عرفات دانست
بشار اسد رئيس جمهور سوريه، رژيم صهيونيستي را عامل مرگ ياسر عرفات رئيس فقيد تشكيلات خودگردان فلسطين خواند و خواستار تشكيل كميته اي مستقل براي تحقيقات در اين زمينه شد.
ـ 4 بهمن: لاريجاني به مسكو رفت
علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران بمنظور گفتگو درخصوص طرح پيشنهادي روسيه راهي مسكو شد. وي در بازگشت از نگاه مثبت ايران به طرح روسيه خبر داد اما گفت اين طرح داراي اشكالاتي است كه بايد رفع شود. وي گفت:اگر پرونده ايران به شوراي امنيت برود، مصوبات هسته اي مجلس اجرا مي شود.
- 6 بهمن: حماس در انتخابات پارلماني فلسطين پيروز شد
جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) توانست با اكثريت آرا در انتخابات پارلماني فلسطين پيروز شد. حماس در اين انتخابات 76 كرسي از 132 كرسي پارلمان را كسب كرد. اين پيروزي براي همه شگفت انگيز بود. جنبش فتح به رهبري محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين در كمال ناباوري فقط 43 كرسي را از آن خود كرد.
- 15 بهمن: آژانس از البرادعي خواست پرونده ايران را به شوراي امنيت ارجاع كند
آژانس بين المللي انرژي اتمي در قطعنامه اي از محمد البرادعي مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي خواست تا پرونده هسته اي ايران را به شوراي امنيت ارجاع كند. اين قطعنامه در نهايت با 27 راي مثبت، 3 راي منفي و 5 راي ممتنع مورد تصويب قرار گرفت. سوريه، ونزوئلا و كوبا از مخالفان گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت بودند.
- 24 بهمن:عمليات غني سازي اورانيوم در ايران رسما آغاز شد
ايران رسما عمليات غني سازي اورانيوم را آغاز كرد. ايران چند سال قبل در راستاي اعتمادسازي و به صورت داوطلبانه برخي از فعاليت هاي مرتبط با غني سازي اورانيوم خود را متوقف كرده بود. اين اقدام ايران واكنشي بود به كوتاهي سه كشور مذاكره كننده اروپايي در مورد تعهدات خود نسبت به ايران.
1- اسفند: رهبران حماس در تهران
سران حماس بمنظور گفتگو با مقام هاي ايران وارد تهران شدند. هياتي به رياست خالد مشعل رئيس دفتر سياسي حماس در تهران با مقام معظم رهبري و رئيس جمهوري اسلامي ايران ديدار كرد.
-3 اسفند: انفجار در حرمين مطهر در سامرا
حرم امام هادي و امام حسن عسكري (ع) مورد تهاجم تروريستي قرار گرفت و گنبد طلايي آن ويران شد. آيت الله سيستاني مرجع عالي شيعيان عراق و مراجع عالي ديگر با يكديگر تشكيل جلسه دادند و يك هفته عزاي عمومي اعلام كردند. تحليلگران هشدار دادند عراق در آستانه جنگ داخلي قرار گرفته است.
- 13 اسفند: فتح درخواست حماس را براي پيوستن به دولت رد كرد
سران جنبش فتح درخواست حماس را براي پيوستن به دولت جديد فلسطين رد كرد. حماس اعلام كرد رايزني براي تشكيل دولت جديد همچنان ادامه دارد.
-14 اسفند: لاريحاني : تعليق در فرايند تحقيق و توسعه را نمي پذيريم
علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران در يك كنفرانس خبري اعلام كرد : ما تعليق در فرايند تحقيق و توسعه را نمي پذيريم اما در زمينه توليد صنعتي اگر ملاحظاتي باشد، مي توان براي دو سال تعليق آن را پذيرفت.
وي ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه را قابل اعتماد تر از جرج دابليو بوش رئيس جمهور آمريكا خواند.
- 17 اسفند:پرونده ايران به شوراي امنيت گزارش شد
در نشست شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي پرونده ايران به شوراي امنيت گزارش شد.
- 20 اسفند: قصاب بالكان مرد
اسلوبودان ميلوشوويچ معروف به قصاب بالكان در سلولش در لاهه مرد. جلسات محاكمه وي كه به اتهام ارتكاب جنايات جنگي در دادگاه بين المللي لاهه تحت محاكمه قرار داشت، مدام به خاطر بيماري به تعويق مي افتاد. قتل عام بيش از 8 هزار مسلمان بوسنيايي در سربرنستياي بوسني در جولاي 1995تنها بخشي از اتهامات وي است.
خبرگزاري فارس: پرونده هستهاي ايران در سال 1384 با فراز و نشيبهاي متعددي روبرو شد كه مهمترين آنها از سرگيري فعاليتهاي هستهاي معلق ايران و پس از آن گزارش پرونده هستهاي به شوراي امنيت بود.
به گزارش فارس، مهمترين اين تحولات از ابتداي سال 1384 تاكنون در زير آمده است:
اول فروردين: محمد البرادعي، مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي با تاكيد بر نقش انرژي اتمي در تامين سوخت مورد نياز، گفت اين انرژي در حال بازيابي جايگاه مهم خود در عرصه جهاني است.
محمد البرادعي همچنين تاكيد كرد آمريكا كه براي توقف برنامههاي هستهاي ايران، به اروپا ميپيوندد، بايد به تهران تضمينهاي امنيتي بدهد.
دوم فروردين: آمريكا پيشنهاد محمد البرادعي رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي را در خصوص دادن ضمانت هاي امنيتي به ايران، به ازاي توقف برنامههاي اتمي ايران، منتفي دانست.
در عين حال محمد سعيدي، معاون رئيس سازمان انرژي اتمي ايران روز سهشنبه گفت جمهوري اسلامي ايران متعهد است به برنامه كامل هستهاي خود از استخراج اورانيوم، غني سازي آن تا ساخت راكتور آب سنگين، ادامه دهد.
سوم فروردين: دور جديد مذاكرات هستهاي ايران و اروپا در پاريس ازسر گرفته شد و سرپرستي هيات ايراني را در اين دور از مذاكرات، محمد جواد ظريف سفير جمهوري اسلامي ايران در سازمان ملل متحد بر عهده داشت.
اوايل ارديبهشت ماه كميته راهبرى هستهاى ايران و اروپا براى بحث و نتيجهگيرى در مورد نتايج مذاكرات چند ماهه بدون دستيابى به نتيجه مطلوب ايران پايان يافت به طوريكه ايران از آن به عنوان شكست نام برد.
پس از آن ايران كه از طولانى شدن مذاكرات و جدى نبودن كشورهاى اروپايى و عدم دستيابى به نتيجه هاى مورد نظر ناراحت بود و تهديد كرد كه بخش هايى از فعاليت هستهاى خود را در كارخانه اصفهان از سر خواهد گرفت. همزمان با اين مسئله نشست بازنگرى ان پى تى در نيويورك نيز پس از يك ماه بحث و جدل اين ماه بدون دستيابى به نتيجه و موفقيت در تعديل اين قطعنامه پايان يافت.
دور جديد مذاكرات ايران و كشورهاى اروپايى بار ديگر آغاز شد.
خبرگزاري
فارس: سناتورهاي آمريكايي روز هشتم ماه مارس در جلسه استماعي درباره سياست آمريكا درباره ايران اقرار كردند: «به دليل وسعت و توان نظامي ايران، اقدام نظامي دشوار است. همچنين ممكن است از كار انداختن توان هستهاي اين كشور نيز دشوار باشد. هرگونه تلاشي براي انجام دادن اين كار احتمالا قهقراييترين نيروهاي سياسي در آنجا را تقويت ميكند.»
به گزارش فارس، در اين جلسه «نيكلاس برنز»، معاون وزير امور خارجه آمريكا در امور سياسي، «رابرت جوزف»، معاون وزير امور خارجه در امور كنترل تسليحات و امنيت بينالمللي، «جان هالزمن»، محقق ارشد موسسه هريتيج، «مايكل لدين»، محقق موسسه امريكن اينترپرايز، «عباس ويليام سامي»، تحليلگر منطقه و هماهنگكننده راديو آزاد اروپا و «گاري ميلهولين»، مدير پروژه ويسكانسين در امور كنترل تسليحات هستهاي به عنوان ناظر حضور داشتند.
سخنگويي و رياست اين نشست را «هنري جي. هايد»، نماينده جمهوريخواه مجلس آمريكا به عهده داشت.
ديگر شركتكنندگان در اين جلسه شامل نمايندگان جمهوريخواهي چون «جيمز اي.ليچ»، «كريستوفر ايچ. اسميت»، «دان برتون»، «التون گالگلي»، «ايلينا راس-لتينن»، «دانا رهباچر»، «ادوارد آر.رويس»، «پيتر تي.كينگ»، «استيو چابوت»، «توماس جي. تانكردو»، «ران پاول»، «دارل عيسي»، «جف فليك»، «جو ان ديويس»، «مارك گرين»، «جري ولر»، «مايك پنس»، «تادس جي.مككاتر»، «كاترين هريس»، «جو ويلسون»، «جان بوزمان»، «جي. گرشام بارت»، «كاني ماك»، «جف فورتنبري»، «مايكل مككال»، «تد پو» بودند.
همچنين سناتورهاي دموكراتي مانند «تام لانتوس»، «هوارد ال.برمان»، «گري ال آكرمان»، «اني فالماواگا»، «دونالد پاين»، «شرود براون»، «براد شرمان»، «رابرت وكسلر»، «اليوت انگل»، «ويليام دلاهونت»، «گرگوري ميكس»، «باربارا لي»، «جوزف كراولي»، «بارل بلومنار»، «گريس ناپوليتانو»، «آدام شيف»، «ديان واتسون»، «آدام اسميت»، «بتي مككولوم»، «بن چاندلر»، «دنيس كاردوزا» و «راس كارناهان» در اين جلسه شركت داشتند.
خبرگزاري فارس به منظور آشنايي كاربران خود با فضاي حاكم بر محافل كارشناسي و راهبردي آمريكا اقدام به انتشار اين گزارش كرد و لذا آنچه در اين گزارش آمده است غالباً بر اساس ادبيات آمريكايي است.
به گزارش فارس، مشروح اين نشست كه عمدتا در آن درباره ايران و تدوين سياست هاي واشنگتن در قبال تهران، گفت و گو شده است، به شرح زير است:
هايد: ايران احتمالا دشوارترين مسئله امنيت ملي است كه آمريكا با آن مواجه است. اگر حكومت ايران به تسليحات هستهاي دست يابد همانطور كه هدف روشن آن است، قادر خواهد بود شرارتهايي را در منطقه يا فراتر از آن بدون ترس از انتقامهاي تهديد كننده حكومت غير از تهديد از سوي يك قدرت هستهاي ديگر انجام دهد.
به گزارش خبرگزاری مهر از میان گروه اساتید و اعضای هیات علمی 56.6 درصد تعلیق داوطلبانه فعالیت های هسته ای را از دیدگاه اروپائیان اقدامی برای اعتماد سازی از جانب ایران برشمرده اند. 49.7 دانشجویان نیز همین پاسخ را انتخاب کرده اند.
65.8 درصد از گروه اساتید همکاری های جمهوری اسلامی ایران برای شفاف سازی فعالیت های هسته ای خود با آژانس بین المللی انرژی اتمی را فراتر از مقررات NPT ارزیابی کرده و 56.9 درصد نیز همکاری داوطلبانه کشورمان با آژانس در چارچوب پروتکل الحاقی را بدون اینکه به تصویب مجلس رسیده باشد ، نشانه حسن نیت ایران خوانده اند. این آمار در گروه دانشجویان به ترتیب 53.3 و 51.1 درصد بوده است.
همچنین بیش از89.1 درصد از اساتید دانشگاه و 86.9 درصد از دانشجویان با این ادعای برخی قدرتهای خارجی مبنی بر اینکه ایران با داشتن منابع نفت و گاز نیازی به استفاده از انرژی هسته ای برای تولید برق ندارد ، مخالف بوده اند.
63.4 درصد از اعضای هیات علمی با این موضوع که ایران در صورت تهدید کشورمان به ارجاع پرونده اش به شورای امنیت با شرایط کشورهای اروپایی موافقت کند ، مخالفت کرده اند و 62.3 درصد از ایشان نیز همین پاسخ را حتی در صورت تهدید ایران به تحریم اقتصادی و سیاسی تکرار کرده اند. در عین حال 56 و همچنین 52.3 درصد از دانشجویان نیز به ترتیب همین نظر اساتید دانشگاه را تایید کرده اند.
از سوی دیگر 81 درصد از اساتید و 76.9 دانشجویان رفتار کشورهای اروپایی و 75.2 درصد از اعضای هیات علمی و 65 درصد دانشجویان هم رفتار آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران در مورد حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را « تبعیض آمیز » و « دیکته شده از سوی آمریکا » ارزیابی کرده اند.
صرفا 9.2 درصد اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در پاسخ به رفتار مطلوب خود اگر مذاکرات به نتیجه نرسد و پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارجاع شود ، موافقت خود را با تعطیلی مراکز غنی سازی اعلام کرده اند. این رقم در گروه داشجویان هم تنها 9.4 درصد است.
نتیجه دیگر این نظر سنجی این است که 68.5 درصد از اساتید دانشگاه استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را "حیثیتی و اقتصادی "خوانده اند که این میزان در بین دانشجویان 68.9 درصد بوده است.
در ادامه گزارش " مهر" آمده است: حدود 60 درصد از پرسش شوندگان عضو هیات علمی و 54 درصد از دانشجویان تاکیدشان بر این نکته است که مخالفت آمریکا و کشورهای اروپایی با ادامه تحقیقات هسته ای ایران باعث افزایش همبستگی ملی در داخل خواهد شد و تنها 4.4 درصد از اساتید اظهار داشته اند که این موضوع باعث مشکلات اقتصادی خواهد شد.
بر اساس آمار استخراج شده در این نظرسنجی ، 55.6 درصد از اساتید دانشگاه بر این اعتقادند که اتخاذ چنین روشی از جانب اروپا و آمریکا ، بحران انرژی را تشدید کرده و باعث افزایش قیمت نفت می شود که این دیدگاه 56.9 درصد در میان دانشجویان بوده است.
گفتنی است میانگین سنی اعضای هیات علمی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی شرکت کننده در این نظرسنجی 44.7 سال بوده و مدرک تحصیلی ایشان 64.1 درصد دارای دکترای تخصصی ، 10.8 درصد دکترای عمومی و 24.4 درصد مدرک کارشناسی ارشد داشته اند.
همچنین میانگین سنی پاسخگویان دانشجو در این نظرسنجی 22.6 سال بوده ، 64.9 درصد از آنها دارای کارشناسی ، 24.6 درصد کارشناسی ارشد و 10.3 درصد مدرک دکترا داشته اند.نظرسنجی مربوط به دانشجویان 14 و 15 اسفند و نیز نظرسنجی اساتید دانشگاه روزهای 16 و17 اسفند ماه صورت گرفته است.
۱-طي چند روز گذشته بسياري از شبكه هاي ماهواره اي و فارسي زبان كه از سوي گروه هاي ضد انقلاب اداره مي شوند، «چهارشنبه سوري» را به عنوان اصلي ترين سوژه تبليغاتي عليه جمهوري اسلامي ايران انتخاب كرده و بر يك نوار زيرنويس جمله «چهارشنبه سوري حق مسلم ملت ايران است»! را بر صفحه تلويزيون هاي خود نشانده بودند. صرفنظر از حقارت اين شعار كودكانه و مضحك در مقايسه با شعار فاخر و غرورانگيز «انرژي هسته اي حق مسلم ماست» كه امروزه بر زبان توده هاي عظيم ملت جاري است، در اين ماجرا، نكته ديگري نيز در ميان است و آن، اين كه، جريانات ضد انقلاب اصرار داشتند از انفجار چند ترقه و آتش زدن چند بوته كه هرچند به غلط، يك رسم ديرينه است و ربطي به موافقت و مخالفت با نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد، به عنوان يك حركت اعتراضي عليه نظام اسلامي بهره گيري كنند، ولي در همان حال، در برخي از شهرهاي فرانسه، آلمان، يونان و چند نقطه در آمريكا، مردم خشمگين به خيابان ها ريختند و ساختمان ها و اتوموبيل هاي بسياري را، نه به عنوان يك «رسم ملي»! بلكه در اعتراض به سياست رژيم هاي حاكم بر اين كشورها به آتش كشيدند و اتوموبيل بمب گذاري شده اي نيز در حومه پاريس منفجر شد و يك كشته و چند مجروح برجاي گذاشت...
گفتني است كه در تيرماه 1379 نيز درحالي كه آمريكايي ها با آب و تاب براي برپايي يك تظاهرات دانشجويي در سالروز آشوب هاي تيرماه 78، برنامه ريزي و مقدمه چيني مي كردند، تظاهرات عظيمي در شيكاگو برپا شد و اتوموبيل ها و ساختمان هاي فراواني به آتش كشيده شد تا آنجا كه فرماندار شيكاگو در اين شهر حكومت نظامي برقرار كرد و...
2- چند روز قبل، طي يك نقشه كه تمامي شواهد و قرائن از برنامه ريزي قبلي آن حكايت مي كرد، تعدادي از دانشجويان كج فهم و فريب خورده با همكاري يك جريان وابسته و مرموز از بيرون دانشگاه به بهانه دفن پيكر مطهر سه شهيد گمنام در دانشگاه صنعتي شريف، غائله آفريني كردند و درحالي كه رسانه هاي غربي حركت زشت و مشمئزكننده اين گروه كم شمار و اندك را با بوق و كرنا پوشش خبري داده و درباره آن بزرگنمايي مي كردند، واقعه نفرت انگيز و شرم آور حمله پليس فرانسه به دانشگاه معروف سوربن در پاريس اتفاق افتاد. در اين يورش وحشيانه، حداقل 600 دانشجو مضروب و يا بازداشت شدند و اين درگيري نه فقط همچنان ادامه دارد بلكه دامنه آن به برخي از شهرهاي آلمان و ايتاليا نيز كشيده شده و برپايه گزارش خبرگزاري هاي غربي، لندن و منچستر در انگلستان نيز آبستن حوادث مشابهي است و...
حسين شريعتمداري ***کیهان***
ستون پيام هاي تلفني دو روزنامه اعتماد و همبستگي روز گذشته عيناً مشابه هم چاپ شد.
ديروز پيام هايي كه در ستون هاي خط «اعتماد» و «روي خط همبستگي» چاپ شد، كلمه به كلمه باهم منطبق بود فقط با اين تفاوت كه روزنامه همبستگي به دليل كمبود جا چند پيام را حذف كرد و تيتر يكي از آنها را تغيير داد، غير از اين موارد، متن و تيتر پيام هاي چاپ شده در هر دو روزنامه عيناً يكي است.
صاحبنظران رسانه اي درباره علت اين «هماهنگي فوق العاده» ايده هاي متفاوتي دارند. بعضي از آنها معتقدند خوانندگاني كه با روزنامه اعتماد تماس گرفته اند، به طور كاملاً تصادفي، همان خوانندگاني از آب درآمده اند كه با روزنامه همبستگي نيز تماس داشته و براي آن پيغام گذاشته اند و در مرحله بعد ويراستاران هر دو روزنامه، در طي اتفاقي كه بي گمان آن هم كاملاً تصادفي بوده، تيترهايي كاملاً مشابه براي پيام ها انتخاب كرده و زير هم گذاشته اند.
اما بعضي ديگر از اين صاحبنظران عقيده دارند از آنجا كه احتمال يك چنين تصادف ميمون و مباركي بنا به دم دستي ترين محاسبات در حساب احتمالات يك در يك ميليارد هم نيست، بايد به دنبال تبيين متفاوتي براي قضيه گشت. اين صاحبنظران پيشنهاد مي دهند مثلاً اينطور به قضيه نگاه كنيم كه همانگونه كه زماني شركتي وجود داشت و براي تمامي روزنامه هاي زنجيره اي به طور مشترك مطالب صفحات مياني توليد مي كرد، حالا شركت جديدي به وجود آمده و براي همه آنها پيام تلفني توليد مي كند! حدس هاي ديگري هم البته مي شود زد كه پيشنهاد مي كنيم خوانندگان محترم خود به عنوان يك ورزش فكري آنها را پي بگيرند.***کیهان***
خبرگزاری "مهر"، گروه دین و اندیشه: تأکید زیاد مدرنیته بر فردیت در همه ابعاد خود را نشان می دهد. یکی از این ابعاد بعد سیاسی است که با توجه به فردیت، تقابل خود و دیگری مطرح می شود. در این مقال سعی می شود نگاهی به این تقابل با محوریت بحث منافع انداخته شود.
به گزارش خبرگزاری "مهر"، اگر ماهیتاً، دول را منفعت جو قلمداد کنیم می توانیم از نظریه خردگرایی برای تحلیل رفتار دولتها استفاده کنیم. در این صورت منافع باوری ذهنی و رفتار مبتنی بر آن است که نیازها و اهداف ما چیست (نوع ذهنی منافع) و چگونه می توانیم آن را به دست آوریم (نوع عملی منافع). کلیدی ترین نکته در این تعریف فاعلیت ما است که در مقابل دیگری قرار می گیرد. این تمایز میان "ما" و "دیگری" به گونه ای است که "دیگری" فاقد هر گونه ارزش ذاتی برای خود است. معنی ضمنی این گزاره آن است که کسی به تنهایی نمی تواند منفعت جو باشد یا منافعی را برای خود تعریف کند.
منفعت جوی فردی خصوصیت ذاتی کنشگر نیست بلکه باوری خاص و مشروط است در این مورد که ما باید چگونه نیازها و منافع خود را تأمین کنیم. این باور در شرایط خاص و در برابر دیگران فعال می شود این یک اصل شناختی انسانی است یعنی اینکه انسانها در تعریف با وجود دیگران معنا و مفهوم خود را در می یابند.
آنچه درمورد این اصل قابل تذکر است این نکته است که مفهوم دیگر به معنی دو گانگی محض نیست یعنی اینکه منفعت خود به معنای بی توجهی به منافع دیگری نیست. در جهان وابستگی متقابل، منافع خود به معنای خودخواهی نیست اما مدنظر قرار دادن منافع دیگران، مترادف با یکسان پنداری و اساس اصل تعریف منافع در ارتباط با دیگران این را می رساند که دولتها نمی توانند انتظار داشته باشند طبیعی و ذاتی با منافع و نیازهای دیگران قرار می گیرد و اکثریت دولتها تمایل منفعت جویانه و واقع گرایانه نداشته باشند احتمالاً در روند تکامل و توسعه باقی نمی مانند. دولتها باید به عنوان کنشگری سازمانی بر اساس هویت اجتماعی خویش در جامعه دولتها به عنوان عضوی فعال و عاقل در پی تأمین منافع خویش باشند.
به گزارش "مهر"، بحث دوگانگی ما و دیگری در بعد منافع امری با لذات غیر قابل حس نیست یعنی اینکه می توان در چارچوبی از تأمین منافع دوگانه حرکت کرد. گرچه این امر تا حدی مشکل به نظر می رسد. به عنوان مثال مفهوم امنیت به عنوان کلیدی ترین عامل پایداری جوامع و دولتها همیشه در رابطه با دیگران تعریف شده است. اما در دنیای جدید امنیت از مفهوم سخت به مفهومی نرم تبدیل شده است. این بدین مضمون است که تأمین امنیت ما به معنای ناامنی برای دیگران نیست. چون امنیت به فضا و گستره اقتصادی کشیده شده و تمام ابعادش از سیطره و سلطه ناسیونالیسم و گزاره های دیگری خارج می شود. این موقع است که ما متوجه می شویم اندیشه و رفتار بر اساس تعاریف سنتی غیر عاقلانه و چالش بر انگیز هستند یعنی اینکه کشورها باید انحصار خویشتن را در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی گشایش دهند و برای رسیدن به توسعه سازگار با واقعیات جهان امروزه به تعریف دوباره خویشتن بپردازند و گزاره های متفاوتی غیر از ما و دیگری را آزمایش کنند.
چهارشنبه شب هفته گذشته- 17 اسفند 84/ 8مارس 2006- شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي -همانگونه كه از قبل پيش بيني كرده بوديم- گزارش اخير البرادعي درباره فعاليت هسته اي ايران را- بدون صدور قطعنامه- به شوراي امنيت سازمان ملل متحد فرستاد و قرار است شوراي امنيت سازمان ملل روز سه شنبه هفته جاري، پرونده كشورمان را مورد رسيدگي و بررسي قرار دهد.
اين كه گزارش پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل چه پي آمدهايي دارد و اين شورا چه تصميمي درباره اين پرونده اتخاذ خواهد كرد، موضوع جداگانه اي است كه پيش از اين -و در پي احتمال ارسال پرونده به شوراي امنيت- به آن پرداخته و در آينده نيز خواهيم پرداخت. اما، موضوع اين يادداشت، واكنش ايران در قبال اقدام غيرقانوني و باج خواهانه شوراي حكام است كه كمترين تساهل و بي توجهي به آن مي تواند فعاليت هسته اي كشورمان را با آسيب هاي جدي روبرو كند و بيم آن مي رود كه اگر در اتخاذ يك تصميم منطقي، قانوني و عزتمندانه تأخير كنيم، فردا براي جبران آن ، خيلي دير باشد.
1- تقريباً تمامي مسئولان و دست اندركاران پرونده هسته اي كشورمان بعد از اقدام غيرقانوني اخير شوراي حكام در مصاحبه ها و اظهارنظرهاي خود بر رسيدگي پرونده در چارچوب NPT و آژانس تأكيد ورزيدند و اين درحالي است كه با گزارش پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت، معاهده NPT عملاً و آشكارا لغو شده و معلوم نيست اصرار مسئولان محترم پرونده بر ادامه حضور در يك معاهده لغو شده چه توجيه منطقي و قانوني و مفهوم قابل قبولي دارد. چرا كه...
الف- گزارش پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل، تصميمي است كه بيرون از چارچوب قانوني NPT اتخاذ شده و اين تصميم شوراي حكام، با اساسنامه آژانس نه فقط ناهمخوان، بلكه در تضاد آشكار است.
اين تضاد قانوني كه كيهان بارها بر آن تأكيد ورزيده بود، در اجلاس چهارشنبه شوراي حكام نيز از سوي برخي كشورهاي عضو اين شورا مورد تاكيد قرار گرفته و گفته مي شود كه دقيقاً به علت همين تضاد قانوني، تصميم اخير شوراي حكام بدون صدور قطعنامه اتخاذ شده است. توضيح آن كه در قطعنامه اجلاس اضطراري فوريه شورا ملزم شده بود در اجلاس ماه مارس -اجلاس چهارشنبه گذشته- گزارش پرونده هسته اي ايران را همراه با صدور يك قطعنامه به شوراي امنيت بفرستد. ولي بعد از آن كه برخي از كشورهاي عضو اعلام كردند گزارش پرونده به شوراي امنيت با متن صريح بند C /12 اساسنامه آژانس در تضاد است، تصميم گرفته شد كه اين گزارش به تنهايي و بدون صدور قطعنامه به شوراي امنيت فرستاده شود.
ب: شوراي حكام با استناد به بند C /12- بند C از اصل 12- اساسنامه آژانس، پرونده ايران را به شوراي امنيت فرستاده است و حال آن كه در اين بند از اصل دوازدهم اساسنامه، تصريح شده كه اگر در بازرسي از تأسيسات و فعاليت هاي هسته اي يك كشور عضو نشانه هاي قابل استنادي از انحراف -DIVERSION- اين فعاليت ها از حالت صلح آميز به سوي توليد سلاح اتمي ديده شود، پرونده قابل ارسال به شوراي امنيت سازمان ملل خواهد بود. بنابراين درحالي كه مديركل آژانس طي گزارش هاي متعدد و از جمله در آخرين گزارش خود -گزارش ماه مارس- با صراحت تأكيد مي كند كه در بازرسي ها هيچگونه نشانه اي از انحراف ديده نشده است، استناد شوراي حكام به بند C /12 اساسنامه فاقد وجاهت قانوني بوده و به بيان ديگر، ناديده گرفتن اساسنامه آژانس است.
ج: البرادعي در گزارش اخير خود -همان گزارشي كه به شوراي امنيت ارسال شده- تأكيد مي ورزد كه در بازرسي هاي آژانس، هيچ نشانه اي از انحراف فعاليت هسته اي ايران ديده نشده و بلافاصله مي افزايد هنوز براي اطمينان به بررسي بيشتر نياز است. اكنون بايد پرسيد؛
آيا، ايران در مسير بازرسي هاي آژانس كمترين مانعي ايجاد كرده است؟ پاسخ البرادعي به اين سؤال «منفي» است. چرا كه جمهوري اسلامي ايران، نه فقط به تمامي بازرسي هاي آژانس تن داده، بلكه با اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي -قبل از تصويب مجلس- بازرسي هاي سرزده -از هر مكان در هر زمان- را نيز پذيرفته است و بازرسان آژانس علاوه بر بازرسي از تمامي تأسيسات هسته اي ايران، برخي از مراكز نظامي كشورمان را نيز به بهانه وجود فعاليت هسته اي، مورد بازرسي قرار داده اند و هيچ نقطه اي كه مورد نظر آنها باشد، از بازرسي استثناء نشده است.
بنابراين، اگر به اعتراف البرادعي بعد از انجام تمامي اين بازرسي ها هيچ نشانه اي از «انحراف» ديده نشده، چرا بايد ادامه فعاليت هسته اي ايران، همچنان در انتظار پاسخ مثبت آژانس باقي بماند؟ و مهم تر و سؤال انگيزتر آن كه چرا پرونده به شوراي امنيت ارسال شده است؟
مگر راه كار قانوني و تعريف شده آژانس براي اطمينان از صلح آميز بودن فعاليت هسته اي يك كشور عضو، بازرسي از تأسيسات هسته اي آن كشور نيست؟ اگر چنين است -كه هست- اين بازرسي ها در بالاترين و محرمانه ترين سطح انجام پذيرفته و به اعتراف البرادعي، كمترين نشانه اي از انحراف مشاهده نشده است. پس، آژانس، اولاً؛ چرا هنوز نسبت به فعاليت هسته اي كشورمان ابراز ترديد مي كند؟ و ثانياً؛ با چه انگيزه و بر پايه كدام مستند قانوني پرونده را به شوراي امنيت گزارش كرده است؟
اين سؤال ها و دهها سؤال ديگر، فقط دو پاسخ مي تواند داشته باشد؛
اول؛ اين كه آژانس بين المللي علي رغم اطمينان از صلح آميز بودن فعاليت هسته اي ايران، قصد محروم كردن اين كشور از فعاليت و فن آوري صلح آميز هسته اي را دارد.
دوم؛ -و خوش بينانه ترين حالت- آن كه از نظر شوراي حكام، معاهده NPT، كارآيي و ظرفيت لازم براي بررسي فعاليت هسته اي كشورهاي عضو را ندارد.
همانگونه كه ملاحظه مي شود، آژانس، در هر دو حالت، معاهده NPT را لغو شده اعلام كرده است. حالت اول، به دليل برخورد با ايران در چارچوبي غير از معاهده و حالت دوم، به دليل اعلام ناكارآمدي و فقدان ظرفيت لازم در معاهده... و صد البته، حالت سومي وجود ندارد.
با توجه به موارد فوق كه كمترين ترديدي نسبت به لغو معاهده NPT از سوي آژانس باقي نمي گذارد، چگونه مي توانيم ادامه عضويت خود در اين پيمان را توجيه كنيم؟ و اگر بلافاصله با استناد به ماده 10 اين معاهده از NPT خارج نشويم، براي آيندگان چه توضيح قابل قبولي داريم؟!
2- از سوي ديگر، مدتي است كه آمريكايي ها، ساز تازه اي كوك كرده و قاعده جديدي به بازار روابط بين المللي آورده اند. اين ساز جديد كه كونداليزا رايس وزير خارجه آمريكا مأموريت ارائه آن را بر عهده دارد و با عنوان «دكترين رايس» شناخته مي شود، يك دكترين من درآوردي و قرون وسطايي درباره «مشروعيت» است. بر پايه اين نظريه من درآوردي، آراء ملت اگرچه مي توانند نشانه دموكراتيك بودن يك دولت و مشروعيت آن باشند ولي اين مشروعيت تنها در حوزه داخلي آن كشور قابل قبول است و براي كسب «مشروعيت بين المللي»، بايد مواضع و عملكرد آن دولت دموكراتيك در عرصه بين المللي نيز پذيرفتني باشد! البته خانم رايس درباره مكانيزم اين پذيرش بين المللي در دكترين من درآوردي خود، توضيحي نمي دهد -بخوانيد ندارد كه بدهد- ولي در عمل، ناهمخواني مواضع دولت دموكراتيك يادشده با خواست آمريكا و متحدانش را نشانه «عدم مشروعيت بين المللي» مي داند!
بر همين اساس است كه خانم رايس بارها اعلام كرده است؛ «مطابق مفاد NPT، برخورداري از فن آوري هسته اي صلح آميز حق قانوني ايران است ولي جامعه بين الملل -بخوانيد آمريكا و متحدانش- به ايران اعتماد ندارند»!
و باز هم، بر همين اساس است كه آراء مردم فلسطين به «حماس» را دموكراتيك مي نامند ولي با استناد به اين كه حماس، رژيم اشغالگر قدس را به رسميت نمي شناسد، اين نتيجه برخاسته از آراء مردم فلسطين را فاقد -به قول خودشان- «مشروعيت بين المللي»! مي دانند و...
اين ديدگاه و دكترين من درآوردي آمريكايي ها، به گونه اي اعلام نشده -اما قطعي- بر شوراي حكام -كه اكثريت اعضاي آن تحت سلطه آمريكا هستند- سايه انداخته و برخوردهاي غيرقانوني آژانس با ايران از همين نقطه ريشه مي گيرد.
اكنون بايد از مسئولان محترم هسته اي كشورمان پرسيد، در حالي كه آژانس بين المللي در تصميم گيري هاي خود، آشكارا مفاد NPT را زير پا گذاشته و به دكترين غيرقانوني، من درآوردي و قرون وسطايي آمريكايي ها تن داده است، تعامل ما در چارچوب آژانس و ادامه حضورمان در NPT چگونه قابل توجيه است؟!
3- موضوع مواد 11 گانه معاهده NPT، تنها تعيين تكليف براي كشورهاي فاقد سلاح هسته اي نيست، بلكه در اكثر نزديك به تمامي اين مواد 11گانه، الزامات صحيح و «بايد» و «نبايد»هاي مشخصي براي فعاليت هسته اي كشورهاي داراي سلاح اتمي نيز، آمده است. از جمله اين الزامات، ممنوعيت تكثير سلاح هسته اي است كه تمامي كشورهاي داراي سلاح هسته اي اين ممنوعيت را ناديده گرفته اند. يكي ديگر از الزامات قانوني براي كشورهاي داراي سلاح هسته اي آن است كه هيچيك از اين كشورها حق ندارند كشور ديگري -چه عضو و چه غير عضو NPT- را به سلاح هسته اي مجهز كنند و يا تجهيزات و فن آوري توليد سلاح هسته اي را در اختيار آنها بگذارند. ولي، آمريكا، فرانسه و انگليس با صراحت اعتراف مي كنند كه رژيم اشغالگر قدس را به سلاح هسته اي مجهز كرده اند و پيمان اخير آمريكا با دولت هند نمونه ديگري از نقض مفاد صريح معاهده NPT است.
با اين توضيح، چرا آژانس به وظايف قانوني خود در برخورد با تخلفات جنايتكارانه اين سه كشور عضو NPT عمل نكرده و نمي كند؟ و...
4- و بالاخره، با توجه به نكات فوق، تنها گزينه منطقي و عزتمندانه اي كه پيش روي مسئولان هسته اي كشورمان است، اعلام خروج از NPT به علل زير است؛
الف: انحلال پيمان NPT از سوي شوراي حكام، به دلايل پيش گفته.
ب: نقض حاكميت ملي كشورمان ، مطابق بند 2 از ماده 10 معاهده NPT
ج: سكوت و بي تفاوتي آژانس نسبت به نقض صريح مفاد NPT از سوي كشورهاي آمريكا، فرانسه و انگليس و...
حسين شريعتمداري***کیهان***
خبرگزاري فارس
: وزير امور خارجه انگليس مدعي شد بعد از حل مسئله هستهاي ايران، مسئله هستهاي اسرائيل حل خواهد شد.
وزير خارجه انگليس در اظهاراتي جديد در توجيه برخوردهاي دو گانه كشورهاي غربي با مقوله دستيابي رژيم صهيونيستي به بمبهاي اتمي و مخالفت با برنامه صلح آميز هستهاي ايران گفت: بعد از حل تهديد هسته اي ايران موضوع تهديد هستهاي اسرائيل در خاورميانه حل خواهد شد.
اسرائيل با در اختيار داشتن بيش از 200 كلاهك اتمي خطري جدي براي منطقه و جهان محسوب شده و از پيوستن به پيمان منع گسترش تسليحات هستهاي خودداري كرده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس از لندن، جك استرا پنجشنبه شب در مصاحبه زنده با كانال چهارم تلويزيوني سراسري انگليس مدعي شد، مسئله ايجاد خاورميانه عاري از سلاحهاي هسته اي خواسته دولت متبوع وي است.
استرا گفت: در راستاي همين سياست در ابتدا برنامههاي هسته اي دو كشور ليبي و عراق كه تهديدي براي خاورميانه بودند يكي از طريق مسالمت آميز و ديگري با استفاده از قوه قهريه مرتفع شد.
وي گفت: حالا ايران و اسرائيل باقي ماندهاند و زماني كه تهديدهاي ناشي از برنامه هستهاي ايران و از جمله تهديدهايي كه خواستار محو اسرائيل از نقشه دنياست مرتفع شد، موضوع رفع تهديد هستهاي اسرائيل نيز در برنامه قرار ميگيرد.
وي بدون آن كه مطرح كند به چه دليل در 40 سال گذشته حتي قبل از وقوع انقلاب اسلامي تلاشي براي مقابله با برنامه توليد جنگ افزارهاي اتمي اسرائيل نشده است اذعان كرد، ايرانيها همواره نسبت به مسئله برخوردهاي دوگانه با برنامه هاي هسته اي اين كشور اعتراض كردهاند.
استرا گفت، ولي ايران داوطلبانه پيمان منع گسترش جنگ افزارهاي هستهاي را امضا كرده و موظف به رعايت آن است حال آن كه اسرائيل، پاكستان و هندوستان آن را امضا نكرده و ناقض هيچ پيماني محسوب نميشوند.
وزير خارجه انگليس در اين مصاحبه بار ديگر ايران را متهم به حمايت از تروريسم كرد و مبناي اين اتهام خود را حمايت تهران از جنبش مبارز حماس و حزب الله لبنان قرار داد و مدعي شد، به علاوه اخيرا ايران از چند گروه تروريستي كه در عراق فعال هستند حمايت مي كند.
وي بدون آن كه نام اين گروههاي ادعايي را اعلام كند افزود، ايرانيها كشتار يهوديان را تاييد ميكنند و عمليات حماس و حزب الله در اسرائيل را اقدامهاي رهايي بخش توصيف مي كنند كه ما آن را قبول نداريم ولي مقامهاي ايران از ما انتظار دارند تشكيلات تروريستي مجاهدين خلق[گروهك تروريستي منافقين] را تحريم نماييم.
بيبيسي
فاش كرد:
فروش پلوتونيوم از سوي انگليس به اسرائيل براي گسترش تسليحات هستهاي
خبرگزاري فارس: طبق تحقيقات شبكه خبري بيبيسي، انگليس كه هم اكنون يكي از بازيگران مهم در پرونده هستهاي ايران است، در دهه 1960 پلوتونيوم و ساير مواد ممنوع مورد استفاده در ساخت سلاحهاي هستهاي را در اختيار رژيم صهيونيستي قرار داده است.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از لندن، شبكه بي بي سي در برنامه خبري شبانه پنج شنبه خود اتهام فوق را عليه دولت انگليس مطرح كرد.
اين شبكه با استناد به اسناد به دست آمده تحت قوانين آزادي اطلاعات و مصاحبه با مقامات دولتي سابق فاش ساخت كه انگليس براي توسعه نيروگاه سرّي هسته اي ديمونا پلوتونيوم در اختيار اسرائيل قرار داده است.
انگليس همچنين صدها محموله از ساير مواد هسته اي كه در ساخت تسليحات اتمي كاربرد دارد از جمله اورانيوم، ليتيوم، برليوم و آب سنگين به رژيم صهيونيستي فروخته است.
در برنامه خبري بي بي سي، مردخاي وانونو، كارشناس هسته اي كه مخالف فعاليت هاي هسته اي صهيونيست ها بوده و 18 سال را به دليل افشاگري هايش عليه اين رژيم در زندان به سر برده، نيز حضور داشت و از اين كه كمكهاي انگليس به اسرائيليها در گسترش تسليحات هستهاي برملا شده ابراز خرسندي نمود.
وانونو طي مصاحبه تلفني گفت: «مبارزه با گسترش تسليحات اتمي در خاورميانه و فشار آوردن بر رژيم اسرائيل براي امحاي تسليحات اتمياش مسئلهاي بسيار حايز اهميت است.»
وانونو ابراز اميدواري كرد افشاگري فوق، انگليس را وادار به اعمال فشار بر رژيم صهيونيستي براي باز كردن نيروگاه ديمونا به روي بازرسان بين المللي كند همانطور كه لندن به تهران چنين فشاري را وارد مي سازد.
اين مختصر درحالي نوشته مي شود كه دقايقي قبل، اجلاس شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي در وين كه رسيدگي به پرونده ايران را در دستور كار خود داشت، به كار خود پايان داد و آقاي البرادعي مديركل آژانس در جمع خبرنگاران اعلام كرد؛ فردا گزارش خود را به شوراي امنيت سازمان ملل مي فرستد و در همان حال ابراز اميدواري كرد كه «شوراي امنيت، پشتوانه اي براي ديپلماسي باشد»! البرادعي در بخش ديگري از اظهارات كوتاه خود افزود؛ «هيچكس نمي تواند حق ايران در استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي را مخدوش كند» و مسير پيش روي را مسالمت آميز پيش بيني كرد.
چند ساعت قبل- ساعت 4 بعدازظهر چهارشنبه- خبرگزاري رويتر به نقل از مجله «فارن افرز» ارگان تخصصي شوراي سياست خارجي آمريكا اعلام كرد -بخوانيد اعتراف كرد- كه اگر ايران از موضع خود عقب نشيني نكند، آمريكا و متحدان اروپايي آن هيچ برنامه تدوين و تعريف شده اي براي برخورد با اين كشور ندارند و شواهد و قرائن موجود نيز، در افق پيش روي چيزي بيشتر از اين نشان نمي دهند.
ديروز در كيهان پيش بيني كرده بوديم كه شوراي حكام، گزارش البرادعي را به شوراي امنيت سازمان ملل مي فرستد و توضيح داده بوديم كه اين اقدام شوراي حكام نمي تواند به منظور برخورد شوراي امنيت با ايران اسلامي باشد، زيرا بنا به دلايلي -كه پيش از اين برشمرده و رخدادهاي بعدي نيز صحت آن را اثبات كرده اند- نه آمريكا و متحدانش در موقعيتي هستند كه توان برخورد با ايران را داشته باشند و نه شوراي امنيت سازمان ملل، در موقعيت و جايگاهي است كه تهديدها و رجزخواني هاي آمريكا و متحدانش را عملياتي كند.
اظهارات البرادعي بعد از پايان اجلاس وين نيز به وضوح از همين نكته حكايت دارد. البرادعي در چند جمله كوتاه، سه بار تأكيد كرده است كه اميدوار است شوراي امنيت پشتوانه اي براي ادامه راه ديپلماتيك براي حل پرونده هسته اي ايران باشد.
قبل از اين، پيش بيني كرده بوديم كه در صورت گزارش يا ارجاع پرونده هسته اي كشورمان به شوراي امنيت، اين شورا، پرونده ايران را با اختيارات جديدي كه به آژانس بين المللي خواهد داد به اين آژانس برمي گرداند و مفهوم ديگر آن، يعني «نقطه، سر خط».
و اما، اكنون كه پرونده ايران به شوراي امنيت رفته است، نه فقط مفاد NPT و پادمان مربوطه، بلكه اساسنامه آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز آشكارا نقض شده است. چرا كه مطابق بند B از ماده 12 اساسنامه آژانس، پرونده يك كشور عضو تنها در دو حالت، «انحراف» از حالت صلح آميز -كه البرادعي در گزارش اخير خود آن را نفي كرده است- و يا اصرار بر «قصور» و تقصير FAILURE BREACH -كه اين بخش نيز در گزارش هاي پيشين آژانس نفي شده- قابل ارجاع به شوراي امنيت سازمان ملل خواهد بود.
با توجه به روال قانوني و تعريف شده فوق، شوراي حكام پرونده هسته اي ايران را بيرون از چارچوب حقوقي و فني آژانس به شوراي امنيت سازمان ملل فرستاده است و با اين اقدام غيرقانوني، معاهده NPT را عملاً لغو كرده است، چرا كه عمليات و چرخه تصميم گيري درباره پرونده ايران، خارج از مفاد NPT، پادمان مربوطه و اساسنامه آژانس صورت پذيرفته و ترجمه صريح و غيرقابل ترديد اين اقدام، آن است كه شوراي حكام به مفاد NPT اعتقادي ندارد.
اكنون جاي اين سؤال است كه ادامه حضور كشورمان در NPT، يعني يك معاهده لغو شده چه مفهوم و توجيهي مي تواند داشته باشد؟! و آيا هنوز هم وقت آن نرسيده كه مسئولان هسته اي كشورمان به عنوان «مصلحت» انديشي براي حفظ «عزت» نظام، با يك اقدام برخاسته از «حكمت»، از معاهده NPT خارج شوند؟
حسين شريعتمداري***کیهان***
دموكراسي، واژه اي است كه طرفدارانش، با هاله اي از قداست از آن نام مي برند و با واژه آشناي «كشورهاي دمكراتيك» به چندين كشور الگو و نمونه اشاره مي كنند.
براي اين واژه چنان تابويي ساخته اند كه وارد شدن به حريم آن، يعني اينكه شما «فاشيست»، «تروريست»، «ضد بشر»، «طرفدار هيتلر» و... هستيد!!
¤ ¤ ¤
اما نگاهي هرچند گذرا به سابقه همين كشورهاي مهم دمكراتيك نشان مي دهد كه دموكراسي چيزي جز، «قدرت طلبي»، «ميليتاريسم»، «بي اعتنايي به رأي مردم»، «سركوب گري»، «بمب اتمي»، «خشونت نژادي»، «غارت سرمايه هاي ديگران» و... نمي باشد.
¤ ¤ ¤
اصلاً چرا به سوابق مراجعه كنيم و راه دور برويم؟ همين امروز با مطالعه چند خبر ساده مي توانيم عمق ماهيت كشورهاي دمكراتيك را بشناسيم:
¤ ¤ ¤
الف: فلسطين
در سرزمين فلسطين، 50سال قبل، دموكراسي غربي، رژيمي را آورد و مستقر كرد بنام اسرائيل كه اولين روز حكومتش را با خشونت و سركوب و جنايت و كشتار مردم بي گناه آغاز كرد و صدالبته اگر به مطبوعات غربي باشد «اسرائيل، تنها كشور دمكراتيك در كوير خاورميانه است»!!
اسرائيل در تبليغات كشورهاي دموكراسي، سمبل آزادي، پيشرفت، حقوق بشر، رعايت قواعد بين المللي و... مي باشد اما جالب است كه بدانيم همين اسرائيل به هيچ يك از قطعنامه هاي سازمان ملل تن نداده و رسماً و علناً تهديد به ترور مي كند!
اين جملات را از روزنامه شرق نقل مي كنيم «وزير دفاع اسرائيل گفت: نخست وزير منتخب جنبش حماس از برنامه هاي ترور هدفمند اسرائيل در امان نخواهد بود».
شرق، 17/12/84صفحه3
¤ ¤ ¤
يكبار ديگر جملات را بخوانيد و تصور كنيد كه اگر هركس ديگر بجاي وزير دولت اسرائيل اين سخنان را در خصوص مخالفين خود بكار برده بود غربيهاي طرفدار مردم چه الم شنگه اي كه به پا نمي كردند و چقدر كنفرانس و سمينار براي آن برپا نمي شد!!
¤ ¤ ¤
اما اسرائيل همچنان تنها كشور دمكراتيك خاورميانه بوده و احترام به حقوق بشر در آن كشور در رأس همه امور است!
اسماعيل هنيه، كسي كه تهديد به ترور شده است، كسي است كه در فرآيند يك انتخابات رسمي، زير نظر نهادهاي بين المللي پيروز شده و چون مورد حمايت غرب نيست بايد ترور شود.
همان غربي كه نتايج انتخابات را تنها در زمان پيروزي هواداران خودش قبول دارد و آن را مردمي مي خواند.
¤ ¤ ¤
ب: عراق
در عراق نيز ارتش آزاديبخش دمكراتيك آمريكا و انگليس بدون هرگونه مجوز قانوني و بين المللي براي آزادي مردم!!! به اين كشور حمله كردند و با وحشيانه ترين روش هاي دمكراتيك و تهاجم به زن و بچه مردم و قتل عام گسترده و بكارگيري سلاحهاي مرگبار و كشتارجمعي و اورانيوم ضعيف شده و ديگر روش هاي تاريخي دمكراتيك(!)، مردم را از شر صدام حسين (مزدور دمكراتيك خودشان در زمان جنگ تحميلي) نجات دادند!! و ادعا كردند كه انتخابات آزاد برگزار خواهند كرد تا مردم هركس را مي خواهند انتخاب كنند.
اما وقتي نتايج آراء همان انتخابات، به ضررشان تمام شد كارشكني را آغاز و حتي با تشويق تروريست هاي فرقه اي براي بمب گذاري در مساجد و اماكن مذهبي تلاش كردند تا جنگ فرقه اي به راه بيندازند و صدالبته با هوشمندي عالي ترين مراجع ديني و سياسي عراق در اين كار ناكام ماندند. اينها اتهام نيست فقط نگاه به دو پرونده، نشان از سازمان دهي بمب گذاريها در عراق توسط آمريكا و انگليس مي كند:
1- دستگيري افسران اطلاعاتي انگليس با لباس شخصي و بمب در بصره
2- دستگيري افسران اطلاعاتي آمريكا در بغداد با بمب هاي فراوان و جلسات سري با بمب گذاران.
و البته كارشكني بزرگتر آنكه اجازه نمي دهند تا دولت منتخب مردم كار خود را آغاز كند و با تحريك قوميت هاي شكست خورده، زياده طلب و طرفدار دموكراسي غربي، كارشكني هاي گسترده مي كنند.
¤ ¤ ¤
ج: ايران، هند، پاكستان
رئيس بزرگترين كشور دمكراتيك جهان يعني آمريكا در حالي ايران را تهديد مي كند كه اجازه غني سازي نخواهد داد كه با سفر به دو كشور در همسايگي ايران يعني هند و پاكستان كه سلاح اتمي دارند، از آنان حمايت كرده و قرارداد هسته اي با هند مي بندد و ديگر كشورهاي دمكراتيك آلمان، فرانسه، انگليس و... نيز از آنها حمايت مي كنند.
اما ايران، بايد سركوب شود چرا كه در فرآيند يك انتخابات سالم كساني به قدرت رسيده اند كه مورد تأييد آمريكا نيستند!!
¤ ¤ ¤
ما دموكراسي را اينگونه مي فهميم و كشورهاي دمكراتيك را داراي ماهيتي ضدمردمي مي دانيم كه جز سركوب مخالفين با شيوه هاي قرون وسطايي راه ديگري ندارند.
شما چطور؟ ***کیهان***
به گزارش خبرگزاری فارس از وين، متن كامل پاسخ ايران به گزارش البرادعي كه ديروز خطاب به شوراي حكام آژانس قرائت شد، به اين شرح است:
« مسئله هسته اي جمهوي اسلامي ايران كه كاملا فني است، سياسي شده است. اطلاعات جانبدارانه، اغراق شده و بدون توجيه باعث گمراهي جامعه بين المللي شده است. به دليل ماهيت فني اين مسئله، بايد جزئيات بصورت دقيق تشريح شود، در غير اين صورت باعث گمراهي افراد غير حرفه اي خواهد شد. در ادامه اطلاعات و توضيحات اضافي با هدف تسهيل درك بهتر حوزه و ماهيت فعاليت هاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران ارائه شده است.
بايد خاطر نشان كنيم كه اجراي دقيق سيستم بازرسي آژانس در مدت بيش از سه سال و همكاري فوق العاده توسط جمهوري اسلامي ايران با آژانس داراي اهميت بسياري است.
بايد خاطر نشان كنيم كه ايران با ارائه اطلاعات حجيم، برقراري امكان دسترسي گسترده به بسياري از مراكز مختلف، حتي مراكز نظامي، ترتيب دادن مصاحبه با افراد، ارائه اطلاعاتي كه با پادمان ها ارتباطي نداشته است، صدور اجازه نمونه برداري گسترده زيست محيطي از مراكز هستهاي و غير هستهاي و حتي از مراكز نظامي، بيش از هزاران ساعت نشست با كارشناسان براي درك جزئيات تمامي موضوعات، كه به حدود بيش از هزار و 700 نفر روز بازرسي رسيده است، لذا آژانس درك كاملي از تمامي بخش هاي اين برنامه داشته و در مسايل به پيشرفت دست يافته است. ليست پيشرفت ها و دست آوردهاي متعدد در حال حاضر در گزارش هاي متعدد دبير كل آژانش منعكس شده است و لذا در اينجا از تكرار آن خودداري مي شود.
انتظار مي رود آژانس حداكثر تلاش خود را بر اساس مباني فني و نه سياسي انجام دهد. البته ضمن خودداري از ورود به جزئيات گزارش دبيركل (GOV/2006/15) توضيحات زير به برخي پاراگراف هاي اين گزارش پرداخته است كه سردرگمي زيادي را ايجاد كرده است:
پاراگراف 20
بايد اشاره كنيم كه اين سند در گذشته به آژانس ارائه شده است تنها يك و نيم صفحه از مجموع 15 صفحه اسناد شامل اطلاعات كلي درباره قالب گيري است كه از لحاظ فني چيزي بيش از ماشين كاري فلز كه ممكن است در كارگاه هاي معمولي نيز انجام شود، نيست. بقيه اين سند به اطلاعات كلي درباره تبديل UF6 به فلز پرداخته است. اين اطلاعات بسيار كمتر از اطلاعات فراگيري است كه در تاسيسات تبديل اورانيوم (UCF) وجود دارد كه بطور كامل تحت پادمان هاي آژانس قرار دارد. بايد تاكيد كنيم كه اين سند همواره در دسترس آژانس قرار داشته و خواهد داشت و لذا عبارت "ايران بار ديگر از ارائه آن خودداري كرد" توجيهي ندارد.
پاراگراف 34
لازم است معني عبارت "ايران به آژانس اجازه مصاحبه با او را نداد" روشن شود. همانطور كه در پاراگراف 36 گزارش شده است ـ گرچه كه اين مصاحبهها فراتر از توافق پادمان و پروتكل الحاقي بود ـ فرد مورد نظر در واقع توسط DDG-SG
(معاون مدير كل آژانس ) مورد مصاحبه قرار گرفته است.
پاراگراف 35
با استناد بر اظهارات DG (مديركل آژانس) در ژوئن 2005 كه ميگويد: «من نيز از ايران خواهم خواست از تلاشهاي آژانس براي پيگيري بيشتر تحقيقات خود در سايتهاي لويزان ـ شيان و پارچين حمايت كند و تلاش كند تا درخصوص مسائل مورد بحث كنوني به توافق برسد تا به آژانس امكان دسترسي به تجيهزات دومنظوره و ديگر اطلاعات مرتبط با سايت لويزان ـ شيان را بدهد." و بر همين اساس يك مسئله مورد توافق قرار گرفت و اجرا شد.
از اين جهت، نكات زير خاطرنشان ميگردد:
ـ هيچ ارجاعي به مسائل مورد توافق در گزارش DG وجود ندارد.
ـ طبق مسئله مذكور، توافق شد كه فقط يك فهرست وسايل اضافي توسط آژانس ارئه شود و در جاي خود نيز بررسي مهر و موم تجهيزات و نمونه هاي زيست محيطي صورت گيرد . اما برعكس، آژانس براي اولين بار يك فهرست ديگر ارائه كرده است.
ـ اين همكاري فوقالعاده كه فراتر از تعهدات پادمان و حتي فراتر از پروتكل الحاقي است، كاملا در گزارش منعكس نشدهاند.
پاراگراف 36
عبارت"استفاده از تجهيزات مشتقي الكترونيك، برق، تجهيزات ذخيره، تجهيزات ليزري و تجهيزات مكنده" نادرست است زيرا هيچ يكي از تجهيزات مذكور خريداري نشدهاند. اما ايران اسناد را به درخواست آژانس بمنظور تسهيل نتيجهگيري سريع در مورد اين مسئله ارائه كرده است.
پاراگراف 37
در رابطه با اطلاعات مربوط به درخواست براي فولادهاي خاص، تيتانيوم و روغنهاي خاص بايد خاطر نشان كرد كه اطلاعات مربوطه به آن در نشست 26 ژانويه 2006 در اختيار آژانس قرار گرفت.
پارگراف 38
جمله "ايران از پاسخ به ديگر عناوين خودداري كرد" كه در پاراگراف 40 نيز تكرار شده و در آْن به خوبي روشن نشده است زيرا ايران هميشه آمادگي خود را براي مدنظر قرار دادن و فراهم آوردن توضيحات درباره هر موضوعي كه به قوانين مدون اين آژانس مربوط باشد، اعلام كرده است.
پاراگراف 48
تا آنجايي كه به عبارت "پنهانكاري و نقضها" مربوط ميشود، بايد خاطر نشان كرد كه حداكثر قصوري كه صورت گرفته همان قصور مربوط به گزارش زمانبندي شده مواردي بوده كه ثابت شده ارتباطي به فعاليتهاي ممنوعه نداشته است. بنا بر اين، عبارت "مرتكب نقضهاي بسياري در تعهدات و تمكين به توافقات" شده كه در پاراگراف 46 آمده است، قابل توجيه نيست.
گذشته از اين بايد خاطر نشان كرد:
مدير كل نخستين ديدار خود را از ايران در سال 2000 انجام داد و به وي اطلاعات كاملي از مقاصد سازمان انرژي اتمي ايران درباره برخي فعاليتهاي خاص در زمينه فنآوري چرخه سوخت هستهاي و ساخت تاسيسات از قبيل تاسيسات تبديل اورانيوم (ucf) ارايه شد. اگر چه ايران هنوز به ترتيبات فرعي نپيوسته است با اين وجود از روي ميل DIQ مربوط به تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان را تسليم كرده است. آژانس DIQ تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان را در سال 2000 يعني تقريبا چهار سال قبل از اين كه بر اساس توافق جامع پادمان ملزم به ارايه اطلاعات شود، دريافت كرد (INFCIRC/214). بنا بر اين، نظريه آشكار شدن فعاليتهاي اعلام نشده مثل UCF و پنهانكاري كاملا نادرست است.
اين عبارت "پنهانكاري" كه در ابتدا توسط آمريكا و بعداً توسط دبيرخانه آژانس در گزارش هاي آن استفاده شد كاملا گمراه كننده و نادرست است. عدم گزارش فعاليتهايي چون تاسيس تاسيسات هستهاي كه ايران ميبايست از طريق DIG بر اساس توافقات جامع پادمان به اطلاع آژانس ميرسيد (INFCIRC/214) تنها 180 روز قبل از دريافت مواد هستهاي توسط اين تاسيسات، پنهانكاري محسوب نميشود.
حتي اگر ساخت نيروگاه برق هستهاي بوشهر از تقريبا 25 سال پيش آغاز ميشد ايران مجبور بود كه وجود آن را تنها 180 روز قبل از دريافت مواد (سوخت) توسط اين نيروگاه اعلام كند. چنين قانوني براي ديگر تاسيسات همچون مركز غنيسازي نطنز، تاسيسات تبديل اورانيوم UCF نيز قابل اجرا است و ايران اين امر را چهار سال قبل از اين كه مجبور به اين كار شود، انجام داد. بايد توجه كرد كه گزارش اجراي پادمان از سوي آژانس به قصور فراواني كه توسط ديگر اعضا انجام شده، توجهي نكرده است.
حقيقت اين است كه آژانس از نظر قانوني در موقعيتي نيست كه بتواند درباره مقاصد كشورهاي عضو قضاوت كند و بنا بر اين استفاده از عباراتي چون پنهانكاري مطرح نيست.
پاراگراف 49
درخصوص مسئله آلودگي HEU (اورانيوم با غناي بالا) و LEU (اورانيوم با عناي پايين)، خاطرنشان شده است كه ايران از ابتداي سال 2003 مسائل زيرا را به اطلاع رسانده است:
ـ چنين آلودگيهايي ناشي از فعاليت هاي ايران نيستند و
ـ منشاء آلودگي در خارج هستند و از طريق واردارت قطعات آلوده وارد شدهاند
ايران نمونهگيريها و مصاحبههاي مفصلي در اختيار آژانس قرار داده و همه اسناد مرتبط را داوطلبانه به آژانس داده است. پس از ارزيابي آژانس و تحقيقات جزئي در خارج از ايران، آژانس در سپتامبر 2005 به اين نتيجه رسيد كه «نتايج تحليل نمونه زيستميحطي حاكي از اظهارات ايران درخصوص منشاء خارجي اكثر آلودگيهاي HEU است.»آژانس پس از مدتها به اين نتيجه رسيد كه ايران در اظهارات خود در اين زمينه صداقت داشته است.
سرانجام، تحليل نمونههاي قطعات برگرفته از كشور سوم حاكي از درستي اطلاعاتي بود كه ايران ارائه كرده بود. نقاط اندك در طيفي كه نتيجه مشكلات در مدل سازي رياضي است ـ همان طور كه DDG-SG آژانس در جلسه توجيهي فني در سوم مارس 2006 اعلام كرد، نبايد باعث سردرگمي شود و به عنوان بهانهاي براي باز ماندن پرونده P1 و P2 باشد.
پاراگراف 50
جمهوري اسلامي ايران در حال حاضر اطلاعات جامعي درخصوص گاه شمارP1 و P2 از طريق مصاحبه با افراد مسئول ، دسترسي كامل به سايتهاي مختلف ، نمونههاي مخفي ، اسناد مرتبط با تامين، ارسال و اطلاعات جزئي محرمانه در خصوص تعامل با واسطهها به آژانس ارائه داده است .آژانس نبايد قضاوت كند و نتيجه بگيرد كه مسائل مبتني بر اطلاعات جانبدارانه و غيرقابل اعتماد هستند
پاراگراف 51
با توجه به سوال آژانس درباره كار بر طرح P2 بين سالهاي 1995 و 2002، مسائل زير بخشي از دلايلي هستند كه بين اين سالها هيچ كاري انجام نشده و اين مسئله به آژانس اطلاع داده شده اما در گزارش (البرادعي) به آن اشاره نشده است:
. P1 ، پروژه ملي است و نه P2.
. ايران درباره غنيسازي با دستگاه سانتريفوژ هيچ تجربهاي نداشته است.
. ايران هنوز هيچ تجربهاي درباره P1 بدست نياورده بنابراين اين از نظر فني، يك اشتباه بزرگ بود كه به الگوي پيشرفتهتر مانند P2 پرداخته شود پيش از آنكه در P1 مهارتي را كسب كرده باشد. اين مسئله همچنين توسط كارشناس برجسته آژانس تاييد شد.
. رئيس سابق سازمان انرژي اتمي ايران قويا بر اين اعتقاد بود كه هيچ كاري نبايد پيش از كسب مهارت در P1 روي P2 انجام شود.
. آغاز P2 زماني بود كه P1 در وضعيت خوبي قرار داشته و قرارداد با فرد مورد نظر در سال 2002 آغاز شد.
. درخواست اقلام مربوط به P2 از خارج در زمان قرارداد انجام شد.
. مدت قرارداد نشاندهنده تاكيد بر كاري است كه در زمان اشاره شده روي P2 انجام شده است.
. بازرسان آژانس در حال حاضر با دقت فعاليتهاي انجام شده توسط افراد و گزارش پيشرفت آن را بررسي و تاييد كردهاند.
. اگر ايران پروژه P2 را در دوران گفته شده (1995 تا 2002 موسوم به شكاف) انجام داده باشد، آنگاه بايد اقلامي مانند مگنتها را نيز از خارج بدست ميآورد تا آن را مونتاژ كند و براي كار حتي يك دستگاه P2 بكار گيرد. اطلاعاتي كه آژانس از منابع شامل كشورهاي عضو (تاريخ درخواست يا خريد مگنتها توسط ايران) دريافت كرد، ثابت ميكند كه اين اقدامات نبايد پيش از زمان قرارداد 2002 انجام شده باشد.
. اگر ايران روي P2 كار ميكرد و دستاوردهايي را داشت، هيچ منطقي براي ادامه پروژه ملي و سرمايهگذاري بر P1 در نطنز وجود نداشت.
متاسفانه اين منطق در اين زمينه توسط آژانس در نظر گرفته نشده كه اين منجر به خاتمه اين موضوع نشده است.
پاراگراف 52
قدرت قانوني آژانس در اسناد پادماني مانند پادمانهاي جامع و پروتكل الحاقي به خوبي تعريف شده است كه نتيجه مذاكرات فشرده كشورهاي عضو با در نظر گرفتن شروط اساسنامه آژانس و انپيتي است.
لذا هرگونه اختيارات قانوني اضافه بايد توسط كشورهاي عضو مورد مذاكره قرار گرفته و به عنوان يك اقدام امنيتي جديد مورد موافقت قرار گيرد. لذا اين درخواست توسط دبيرخانه هيچ ارتباطي با مسئله هسته اي ايران ندارد. لذا دبيرخانه ميبايد مي توانست وظايف خود را بر اساس مفاد پادمان گفته شده انجام دهد.
گرچه درخواست براي اقدامات شفاف ساز، بسيار فراتر از وظايف آژانس است و ايران در اين رابطه هيچ الزام قضايي ندارد، اما اجازه دسترسي به چند مركز نظامي و نمونه برداري زيست محيطي را علاوه بر موارد مطرح شده در اين گزارش، صادر كرده است. بايد تاكيد كرد كه بيش از 30 نمونه از مراكز نظامي، برداشته شده است و نتايج نمونه هاي زيست محيطي وجود مواد هسته اي در اين مراكز، از جمله لويزان را نشان نداده است.
دبيركل در پاراگراف 102 از GOV/2004/83 گزارش داده است: "...نمونه هاي خاكي و گياهي كه از مركز لويزان-شيان جمع آوري شده است، تحليل شده و هيچ نشانه اي از مواد هسته اي در آن مشاهده نشده است."
اقدامات شفاف ساز بطور كامل انجام شده است از جمله مصاحبه با چند فرد، ارائه چند سند و بازديد از تجهيزات انجام شده است.
نتايج اين بازرسي ها همانطور كه در اين پاراگراف منعكس شده است، نشانه اي واضح است كه سه سال اتهامات مداوم توسط آمريكا و گروه هاي تروريستي مورد حمايت آن، بي پايه بوده و آژانس زمان و وقت بسياري را براي انجام بازرسي ها، نمونه برداري ها، مصاحبه، بررسي اسناد صرف كرده است كه تنش سياسي را ميان كشورهاي عضو ايجاد كرده و به اعتبار جمهوري اسلامي ايران و آژانس بين المللي انرژي اتمي صدماتي را وارد كرده است كه به آساني قابل جبران نخواهد بود. زمان آن رسيده است كه اين روند غيرقابل توجيه متوقف شود.
پاراگراف 53
ضروري است كه تاكيد كنيم آژانس تنها درباره هشت كشور توانسته است درباره عدم وجود مواد و فعاليت هاي هسته اي اعلام نشده به اطمينان برسد كه اغلب آنها حتي در صنعت هسته اي نيز پيشرفته نيستند. لذا سرزنش ايران در اين رابطه عادلانه و توجيه پذير نيست.
گرچه در مقدمه اين پاراگراف گفته شده است "... آژانس هنوز هيچ گونه انحراف مواد هسته اي به سوي تسليحات هسته اي يا ديگر مواد منفجره هسته اي، مشاهده نكرده است."، اما آژانس فرضيات مزورانه اي را درباره فعاليت هاي با اهداف نظامي مطرح كرده است و حتي در جايي كه آژانس مدعي مي شود "اطلاعاتي كه اخيرا به آژانس ارائه شده است"، هيچ مدركي درباره اين اتهامات ارائه نمي كند.
پاراگراف 54
اصطلاح «شفافيت كامل» تعريف روشن و واضحي در فعاليتهاي هستهاي ندارد. دليل آن مثال ايران است كه هرچه همكاري فراتر از توافقنامه پادماني و پروتكل الحاقي و حتي فراتر از آن انجام داد، نتوانست اين خواسته آژانس را براورده كند. روشن نيست اين مسئله تا چه حد بايد بيان شود و چه مرزي دارد؟ اين مسئله بايد بيان شود كه هرگونه اقدام شفافسازي بايد به روشي انجام شود كه اقتدار، حرمت و امنيت ملي كشورهاي عضو در نظر گرفته شود.
علاوه بر اين، همه درخواستهايي كه در اين پاراگراف به آن اشاره شده، عملي شده است